آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - کمک هاي فلسفه به علوم
اکنون سؤال اين است که خود اين اصل، که هم مورد نياز فيزيک است و هم شيمي و هم پزشکي و هم ساير علوم، در کدام علم مورد بررسي قرار ميگيرد؟
پاسخ اين است که بررسي اين قانون عقلي درخور هيچ علمي بهجز فلسفه نيست.
همچنين قوانين فرعي عليت، مانند اين قانون که هر معلولي علت مناسب و ويژهاي دارد، و مثلاً غرش شيري در جنگلهاي افريقا موجب ابتلاي يک نفر در آسيا به مرض سرطان نميشود، و نغمهسرايي بلبلي در اروپا هم موجب بهبودي او نخواهد شد، و نيز اين قانون که هرجا علت تامهاي تحقق يافت، معلول آنهم بالضروره به وجود خواهد آمد، و تا سبب تام تحقق نيابد هرگز مسبب آن هم موجود نخواهد شد، تبيين اين قوانين هم شأن هيچ علمي بهغير از فلسفه نيست.
دانشمندان پس از انجام آزمايشات لازم هم بينياز از اصل عليت نيستند؛ زيرا دادههاي بيواسطهٔ آزمايشها، چيزي جز اين نيست که در موارد آزمايششده، پديدههاي خاصي همزمان يا به دنبال پديدههاي ديگري تحقق يافتهاند.
اما کشف يک قانون کلي و ادعاي اينکه هميشه اين اسباب و علل موجب پيدايش اين مسببات و معاليل بوده و خواهد بود، نيازمند اصل ديگري است که هرگز از راه آزمايش بهدست نميآيد. نظر صحيح اين است که آن اصل، همان اصل عليت است، يعني هنگامي يک دانشمند ميتواند بهطور يقيني يک قانون کلي را ارائه دهد که موفق شود عامل مشترک در همه موارد را کشف کند و به وجود علت پديده در همه موارد مورد آزمايش پي ببرد. در اين صورت است که ميتواند بگويد هروقت و در هرجا چنين علتي تحقق يافت، پديدهٔ معلول آنهم به وجود خواهد آمد.
نيز هنگامي اين قانون ميتواند بهصورت کلي و استثناناپذير مورد قبول واقع شود که قانون ضرورت علي پذيرفتهشده باشد وگرنه ممکن است کسي احتمال بدهد که وجود سبب تام، هميشه مستلزم پديد آمدن معلول نميشود، يا پيدايش معلول بدون وجود سبب تام هم ممکن است. در اين صورت کليت و ضرورت قانون مزبور خدشهدار خواهد شد و از قطعيت خواهد افتاد.