آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - خلاصه
از تعميم قوانين علوم تجربي بهدست ميآيد، نه از انديشههاي عقلي و متافيزيکي. ازاينرو فلسفه ماترياليسم ديالکتيک را که بهحسب ادعاي خودشان، از دستاوردهاي علوم تجربي بهدست آمده است، فلسفه علمي مينامند، هرچند علميبودن آن، بيش از علميبودن فلسفه پوزيتويسم نيست و اساساً فلسفه علمي (در صورتيکه «علمي» به معناي «تجربي» باشد) تعبير ناهماهنگ و شبيه «کوسةريشپهن» است و در بحثهاي تطبيقي، سخنان ايشان را مورد نقادي قرار دادهايم؛[١]
ج) مرادف با «متدلوژي» (روششناسي): روشن است که هر علمي به مقتضاي نوع مسائل، روش خاصي را براي تحقيق و اثبات مطالب ميطلبد؛ مثلاً مسائل تاريخي را نميتوان در آزمايشگاه و بهوسيله تجزيه و ترکيب مواد و عناصر حل کرد. چنانکه هيچ فيلسوفي نميتواند با تحليلات و استنتاجات ذهني و فلسفي اثبات کند که «ناپلئون در چهسالي به روسيه حمله کرد؟ و آيا در اين جنگ پيروز شد يا شکست خورد؟»، بلکه بايد اينگونه مسائل را با بررسي اسناد و مدارک و ارزيابي اعتبار آنها اثبات کرد.
بهطور کلي، علوم (به معناي عام) را از نظر اسلوب تحقيق و روش پژوهش و سبک بررسي مسائل و اثبات مطالب ميتوان به سه دستهٔ کلي تقسيم کرد: علوم عقلي، علوم تجربي، و علوم نقلي و تاريخي.
بررسي انواع و طبقات علوم و تعيين روشهاي کلي و جزئي هريک از دستههاي سهگانه، علمي را بهنام «متدلوژي» پديد آورده است که احياناً بهنام «فلسفه علمي» ناميده ميشود، چنانکه گاهي «منطق عملي» خوانده ميشود.
خلاصه
١. چون در چند قرن اخير در اروپا واژههاي علم و فلسفه در مقابل يکديگر قرار گرفته، لازم است توضيحي پيرامون اصطلاحات علم و فلسفه داده شود.
٢. اساساً اشتراک لفظي و وجود معاني مختلف براي يک لفظ، موجب مشکلات و
[١] ر.ک: ايدئولوژی تطبيقی، درس دوم.