آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٥ - خلاصه
به هر حال چنين فرضي نيز به معناي نفي کثرت حقيقي از اجزاء جهان نخواهد بود؛ زيرا اين وحدت، در واقع صفت همان صورت فوقاني جهان است و بالعرض به مجموع جهان نسبت داده ميشود، چنانکه در مورد وحدت روح و بدن گفته شد.
ناگفته نماند که پذيرفتن اين وحدت براي جهان، مستلزم پذيرفتن قسم سوم از ترکيبات يادشده است، ولي پذيرفتن آن قسم ترکيب، مستلزم پذيرفتن چنين وحدتي نيست.
خلاصه
١. وحدت شخصي مساوق با تشخص و وجود عيني است و هر موجودي از آن جهت که موجود بالفعلي است، داراي تشخص و وحدت خواهد بود.
٢. هر موجود بسيط و تجزيهناپذيري، مانند خداي متعالي و مجردات، داراي وجود واحدي ميباشد و جاي فرض کثرت در ذات آن نيست.
٣. اجسام کلان هرچند داراي گسستگيها و خلأهاي نسبي باشند، در نهايت به ذرات خُردي ميرسند که داراي امتداد و اتصال حقيقي، و نيز داراي وحدت اتصالي خواهند بود.
٤. ترکيب در اجسام به چند صورت قابل تصور است: ترکيب از اجزاء بالقوه، ترکيب از ماده و صورت با فرض بالقوه بودن ماده، ترکيب از ماده و صورت با فرض فعليت داشتن ماده و همچنين ترکيب صوَر متراکب، ترکيب صناعي مانند اجزاء ساعت، ترکيب اجتماعي مانند ترکيب سپاه از سربازان و ترکيب جامعه از افراد انسان. دو قسم اول داراي وحدت حقيقي، و قسم سوم داراي وحدت بالعرض، و دو قسم اخير داراي وحدت اعتباري ميباشند.
٥. ترکيبات اُرگانيک را بايد از قسم سوم بهحساب آورد، و همچنين ترکيبات شيميايي در صورتي که براي آنها صورت واحدي ثابت شود.
٦. ترکيب موجود از ماهيت و وجود، ترکيبي تحليلي و ذهني است نه عيني و خارجي.