آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٣ - ارتباط مسائل وجود و ماهيت
به دنبال آن، مسئله ديگري مطرح شده که آيا خود کلي طبيعي هم در خارج وجود دارد، يا آنچه در خارج هست همان افرادند و کلي طبيعي تنها در ذهن تحقق مييابد؟ و بر سر آن بحثها و مناقشات فراواني انجام يافته و بالأخره نظر محققين بر اين قرار گرفته که کلي طبيعي خودبهخود در خارج موجود نميشود، بلکه وجود آن به وجود افرادش ميباشد و افراد، نقش واسطه را در تحقق کلي طبيعي ايفا ميکنند.
ولي در اينجا سؤال دقيق ديگري مطرح ميشود که آيا وساطت افراد براي تحقق کلي طبيعي، وساطت در ثبوت است يا وساطت در عروض؟ به ديگر سخن آيا وساطت افراد موجب اين ميشود که کلي طبيعي حقيقتا با وجود ديگري غير از وجود افراد تحقق يابد و صفت موجوديت را بهعنوان صفت حقيقي براي خودش واجد شود، يا اينکه وساطت افراد، موجب اتصاف عرَضي و مجازي آن به موجوديت ميگردد؟
از سوي ديگر اشکالي از طرف فلسفه اسلامي بر نظريهٔ تشخص کلي بهوسيله عوارض مشخصه مطرح شده، مبني بر اينکه هريک از عوارض هم در واقع داراي ماهيتي هستند که در ذهن متصف به کليت ميشود و ازاينرو در نياز به تشخص، با ماهيت معروض شريکاند و اين سؤال دربارهٔ خود آنها تکرار ميشود که تشخصبخش آنها چيست؟ و چگونه انضمام ماهيات کليهاي موجب تشخص ماهيت کليهٔ معروض ميگردد؟
سرانجام فارابي اين راهحل را ارائه داد که تشخص، لازمهٔ ذاتي وجودِ عيني است، و هر ماهيتي در واقع با وجود تشخص مييابد. اما عوارض مشخصه را که تشخص هريک از آنها در گرو وجود خودش ميباشد، تنها بهعنوان نشانههايي از تشخص ماهيت معروض ميتوان بهحساب آورد، نه اينکه حقيقتا موجب تشخص آن بشوند.
به نظر ميرسد که اين سخن فارابي نخستين جوانهٔ قول به «اصالت وجود» است که تدريجاً رشد يافت تا اينکه در زمان صدرالمتألهين بهصورت يک مسئله مستقل و بنيادي در حکمت متعاليه درآمد.
با اين توضيح مختصري که داديم و ضمناً به مسائل متعددي اشاره کرديم، روشن شد