آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - مقدمهٔ مؤلف
استبداد، به تکاپو افتادند و به بازشناسي کمبودها و نارساييها و رفع و جبران آنها پرداختند و ازجمله، جامعه روحانيت، که بزرگترين سهم را در اين انقلاب فرهنگي و سياسي داشت، پس از دهها سال ممنوعيت از ايفاي نقش اساسي خود در بهتر شناختن و بهتر شناساندن حقايق اسلام، و دفاع از مواضع نظري و عملي آن، زمينهٔ مساعدي براي افزودن تلاشها و کوششها يافت.
ولي دسيسهها و توطئههايي که از طرف دشمنان اسلام چيده ميشد و بهدست بعضي از گروههاي سياسي داخلي به اجرا درميآمد، مجال نميداد که همه روحانيان شايسته، به انجام وظيفهٔ اصلي خودشان بپردازند و شرايط خاص بعد از انقلاب، ايجاب ميکرد که بسياري از ايشان در دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و حتي اجرايي، شرکت کنند تا داستان مشروطيت تکرار نشود و انقلاب از مسير اسلامي خودش منحرف نگردد. در نتيجه بهجاي اينکه نيروهاي ايشان در جهت رفع کمبودهاي حوزهها و بسط و گسترش امکانات تحصيل علوم ديني بهکار گرفته شود، بسياري از نيروهاي کارآمد حوزه جذب اُرگانهاي ديگر گرديد و بار ديگران را سنگينتر و وظايف ايشان را بيشتر و انباشتهتر ساخت. مخصوصاً که سيل تقاضا از سوي جوانان متعهد براي فراگيري علوم اسلامي و ازجمله فلسفه الهي سرازير گرديد که در اين زمينه نيز رهنمودهاي رهبر عظيمالشأن انقلاب، نقش بسزايي داشت.
بدينترتيب، ضرورت اجراي برنامههاي کوتاهمدتي براي تربيت جوانان و آماده ساختن ايشان براي به عهده گرفتن مسئوليتهاي ارشادي و تبليغي و فرهنگي در سطحهاي متوسط، آشکار گرديد و به اين منظور در برنامه آموزش مؤسسه، تجديد نظري بهعمل آمد و کلاسهاي ديگري با برنامههاي فشرده تأسيس گرديد؛ ازجمله گزيدهاي از مسائل فلسفه اسلامي با شيوهاي نوين تدريس شد و بهوسيله بعضي از دانشجويان از نوار، پياده و تکثير گرديد.
سپس به پيشنهاد سازمان تبليغات اسلامي و بهوسيله گروهي از دانشجويان مؤسسه (گروه پژوهش و نگارش) تکميل شد و تنظيم جديدي يافت و مورد بازنگري قرار