آموزش فلسفه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - کمک هاي علوم به فلسفه
حقيقت وحي و اعجاز، از طرف اديان، و مسائل ديگري از قبيل عالم مثال و اشباح، از طرف عرفا مطرح شده و زمينه را براي تحقيقات فلسفي جديدي فراهم کرده است. همچنين پيشرفت روانشناسي تجربي، مسائل جديدي را فراروي علمالنفس فلسفي گشوده است.
بنابراين يکي از خدماتي که علوم براي فلسفه انجام ميدهند و موجب وسعت چشمانداز و گسترش مسائل و رشد و باروري آن ميشوند، اين است که موضوعات جديدي را براي تحليلهاي فلسفي و تطبيق اصول کلي فراهم ميآورند؛ مثلاً در عصر جديد هنگامي که نظريهٔ تبديل ماده به انرژي و تشکيل يافتن ذرات ماده از انرژي متراکم مطرح شد، چنين مسئلهاي براي فيلسوف طرح گرديد که آيا ممکن است در عالم ماده چيزي تحقق يابد که فاقد صفات اساسي ماده باشد و مثلاً حجم نداشته باشد؟ و آيا ممکن است شيء حجمداري به شيء بيحجمي تبديل شود؟ درصورتيکه پاسخ اين سؤالها منفي باشد، نتيجه اين خواهد بود که انرژي فاقد حجم نيست، هرچند با تجربه حسي قابل اثبات نباشد.
همچنين هنگامي که انرژي از طرف بعضي از فيزيکدانها، همخانوادهٔ حرکت معرفي گرديد، چنين سؤالي پيش آمد که آيا ممکن است ماده هم که عليالفرض از تراکم انرژي به وجود آمده، از سنخ حرکت باشد؟ و آيا با تبديل شدن به انرژي يا تبديل شدن بعضي از ذرات اتمي به «ميدان» (بر طبق بعضي از فرضيههاي فيزيک جديد)، ممکن است ماده خواص ذاتي خود را از دست بدهد؟ و اساساً آيا مادهٔ فيزيکي همان جسم فلسفي است؟ و چه نسبتي بين مادهٔ فيزيکي و مفاهيم ديگري از قبيل نيرو، انرژي و ميدان با مفهوم فلسفي جسم وجود دارد؟
روشن است که اين خدمت علوم طبيعي به علوم فلسفي و بهويژه متافيزيک نيز به معناي نيازمندي فلسفه به آنها نيست، هرچند با مسائلي که در اثر پيشرفت علوم ديگر مطرح ميشود، زمينههاي گستردهتري براي فعاليت و تجلي فلسفه پديد ميآيد.