چکيده پايان نامه هاي حديثي - هوشمند، مهدی - الصفحة ٢٢٢
در فصل سوم، در باب معناى لغوى و اصطلاحى و نيز معناى كلمه تفسير در قرآن و حديث بحث شده است و به جهت شفّاف شدن بحث و جلوگيرى از ابهام، در معناى لغوى و اصطلاحى تأويل و تفاوت بين تعبير و تفسير، بحث شده است. در فصل چهارم، تفسير قرآن به قرآن، مورد بررسى قرار گرفته و ريشه هاى قرآنى و نيز ريشه هاى اين تفسير در نهج البلاغة و حديث، مورد نقد و تحليل قرار گرفته است و قرآن، به عنوان مقياس صحّت و سقم احاديث، معرّفى شده و در هر دو مورد، آيات و احاديث مربوط، به عنوان شاهد مثال، مورد توجّه قرار گرفته است. در فصل پنجم، ويژگى هاى سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز روش ائمه عليهم السلامدر تفسير قرآن، را مورد بررسى قرار گرفته و نقش سنّت در تفسير قرآن به قرآن، تشريح شده است همچنين به روش انحرافى در تفسير قرآن به قرآن اشاره شده و حديث «ضرب القرآن بعضه ببعض»، مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. در فصل ششم، سير تاريخى تفسير قرآن به قرآن در ادوار مختلف، بررسى شده و جايگاه تفسير قرآن به قرآن در نزد شيخ طوسى رحمه اللهتشريح شده است. و در فصل هفتم، به ويژگى هاى روش علامه طباطبايى(ره) در تفسير قرآن به قرآن، اشاره شده و در مورد غرر آيات، عامّ و خاص، مجمل و مبيَّن، مطلق و مقيَّد، ضميمه نمودن آيات شبيه و نظير هم و جمع بين آنها، و نيز بيان وجوه معانى مفرد به وسيله آيات قرآنى در تفسير الميزان، توضيح لازم ارائه شده، و در پايان، تفسير سوره كوثر از تفسير گران قدر الميزان به عنوان نمونه نقل شده است. و سرانجام، اهم نتايج و رهيافت هاى حاصل از تحقيق، در پايان فصول ياد شده، به عنوان حُسن ختام، ارائه شده است.