تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٢
الف- دوره اسارت.
ب- دوره قيامها و آشوبها.
ج- دوران ثبات و سازندگى.
مرحله اول را مىتوان از عصر عاشورا تا بازگشت به مدينه به حساب آورد. در اين مرحله امام با اين كه در دست حاكمان ستمگرى چون ابن زياد و يزيد اسير بود، ولى برخوردش تند و افشاگرانه بود و به طور كلى موضعگيرى اين دوره امام با موضعگيريهاى آن بزرگوار در بقيه عمر شريفش تفاوت اساسى دارد. در اين دوره كوتاه، امام پرخاشگر، افشاگر و هشدار دهنده است ولى در بقيه عمر، به ظاهر مشغول به عبادت و راز و نياز با خداست و در برخورد با دستگاه ملايم است. آيت الله خامنهاى در اين مورد مىنويسد:
«زندگى امام يك فصل كوتاه و تعيين كنندهاى دارد و آن دوران پس از كربلاست. يعنى فصل اسارت كه فصل بسيار كوتاهى است اما پرهيجان، زيبا، عبرتانگيز و در عين اسارت سرسختانه و پرخاشگرانه است. امام سجاد (ع) در حال اسارت و بيمارى، همانند قهرمانى بزرگ با گفتار و رفتارش، در اين فصل حماسه مىآفريند. در اين دوران، امام وضعيتى به كلى متفاوت دارد و آنچه كه در دوران اصلى زندگى او مشاهده خواهيد كرد. درآن دوران اصلى، بناى امام بر كار زير بنايى ملايم، حساب شده و آرام است كه گاهى حتى ايجاب مىكند با عبدالملك بن مروان هم در يك مجلس بنشيند و او رفتار معمولى و ملايم داشته باشد؛ اما در اين فصل امام را به صورت يك انقلابى پرخروش مىبينيد كه كمترين سخنى را تحمّل نمىكند و در برابر چشم همه، پاسخهاى دندان شكن به دشمنان مقتدر خود مىدهد.
در كوفه در مقابل عبيد تاريخ زندگانى امام سجاد(ع) ٢٧ ج - مراقبت بر جريانها و امور درون جامعه اسلامى ص : ٢٧ الله، آن وحشى خونخوارى كه از شمشيرش خون مىريزد و سرمست از باده غرور كشتن فرزند پيامبر (ص) و سرمست از پيروزى است، آن چنان سخن مىگويد كه ابن زياد دستور مىدهد او را بكشيد ...! در بازار كوفه هم صدا و هم زبان با عمهاش زينب و خواهرش فاطمه سخنرانى مىكند و مردم را تحريك مىنمايد و حقايق را افشا مىكند.
در شام چه در مجلس يزيد و چه در مسجد، در برابر انبوه جمعيت، حقايق را با روشنترين بيان بر ملا مىكند و اين گفتارها و خطبهها متضمن حقانيت اهلبيت براى خلافت و افشاى جنايتهاى دستگاه حاكم موجود و هشدار تلخ و گزنده به آن مردم غافل و ناآگاه است.» «١»