تعاليم قرآن (ج2)

تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩

روشنى و ايجاد سرور بيشتر در وى، فرزندانش را به او ملحق مى‌كند، مشروط بر اينكه ميان پدر و فرزند همچنان رابطه ايمانى برقرار باشد، ولى اگر اين رابطه قطع شود و فرزندان مؤمن كفر ورزند، پيوند و نسبت پدرى و فرزندى از ميان مى‌رود و نه مؤمن علاقه‌اى به فرزند كافرش دارد و نه فرزند به پدر ملحق مى‌شود. «١» ممكن است تصور شود كه ارتقاء فرزندان به درجه پدران و داخل‌شدن آنهابه بهشت موجب كاسته‌شدن اعمال صالح پدران مى‌گردد و بخشى از اعمالشان به فرزندانشان داده مى‌شود. از اين رو، آيه در پايان اطمينان مى‌دهد كه خداوند چيزى از اعمال آنان نمى‌كاهد و هر كس در گرو عمل خويش است و وارد كردن فرزندان به‌بهشت موهبتى است از جانب خداوند بر مؤمنان. چنانكه ابن عباس از پيامبر اسلام (ص) نقل مى‌كند كه فرمود:
هنگامى كه انسان وارد بهشت مى‌شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را مى‌گيرد. به او مى‌گويند: آنها به درجه و مقام و عمل تو نرسيده‌اند. عرض مى‌كند پروردگارا! من براى خودم و آنها عمل كردم، در اين جا دستور داده مى‌شود كه آنها را به وى ملحق كنند. «٢» آفرينش بى‌آفريدگار؟! امْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَىْ‌ءٍ امْ هُمُ الْخالِقُونَ امْ خَلَقُوا السَّمواتِ وَ الْارْضَ بَلْ لايُوقِنُونَ «٣» آيا بى هيچ خالقى پديدآمده‌اند يا خود خالق خويشند؟ يا آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟ بلكه به يقين نرسيده‌اند.
از آنجا كه اثبات آفريدگار بايد بر اساس عقل و استدلال باشد قرآن هم در اين آيات منكران خدا و بت‌پرستان معاند را به اثبات عقلى وجود خدا فرامى‌خواند و از راه برهان قاطع و يقين‌آور راه «تصادف»، «مادّه‌پرستى» و «شرك» را مسدود مى‌سازد.