تعاليم قرآن (ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
افزون بر آن، از آيات قرآن برمىآيد كه علم و شعور در همه موجودات جارى است.
بنابراين گفتگوى خدا با جهنم به صورت حقيقى است نه مجازى و به زبان قال است نه به زبان حال، چرا كه اگر به زبان حال بود گفتگويش اختصاص به خدا نداشت و هر كس مىتوانست چنين گفتگويى با جهنم داشته باشد. «١» ارزش ادبى آيه هر كس كه سخنشناس باشد و در آيه دقيق شود ارزش ادبى آن را درمىيابد و با تمام وجود باور مىكند كه قرآن معجزه جاويد است. اين آيه معانى زيادى را در جملهاى كوتاه و كلماتى معدود بيان كرده است و اين حقيقت را در گفتگوى زير مىخوانيم:
استاد كيلانى نويسنده و اديب مصرى مىگويد: استاد فنكل، مستشرق آمريكايى كه به ادبيات عرب احاطه كامل داشت و گاهى با من به محاوره مىپرداخت، روزى گفت: آيا واقعاً تو معتقدى كه قرآن از نظر ادبى معجزه است يا به تبع ديگران بر اين باورى؟ گفتم براى دريافت جواب لازم است خود ما همانند آن، قرآنى بنويسيم و يا دست كم از آن تقليد و اقتباس كنيم و ببينيم آيا مىتوانيم حتّى يك آيه مثل قرآن بياوريم؟ به همين منظور، براى بيان گستردگى و وسعت جهنم جملهاى را تنظيم كنيم. هر دو قلم را برداشتيم حدود بيست جمله كامل كوتاه و بلند و همراه با تشبيه و تمثيل و استعاره و كنايه نوشتيم و با دقت خوانديم.
گفتم اكنون اين جملات را با آيه كوتاه قرآن مقايسه كنيم تا ببينيم چه مقدار از عهده آن برآمدهايم؟ شگفتزده پرسيد: آيا قرآن اين مطلب را به جملهاى بليغتر از نوشتههاى ما بيان كرده است؟ گفتم: سخن ما در بيان اين معنا در مقايسه با قرآن مثل سخن طفلى است كه هنوز به بلوغ فكرى نرسيده است. قرآن در اين مورد فرموده: «يوم نقول لجهنّم هل امتلات و تقول هل من مزيدٍ» «٢» با شنيدن اين جملات بىاختيار دست بر هم زد و دهانش از تعجّب بازماند و گفت: من با تمام وجودم و در نهايت احترام اعتراف مىكنم كه قرآن از نظر فصاحت و بلاغت و ادبيات معجزه است. «٣»