نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٢٩ - ١٦٣ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است هنگاميكه (فساد و تباهكارى عثمان و كار گردانان او در مدينه و سائر شهرها شيوع پيدا نمود جمعى از اهل مدينه صحابه رسول خدا و ديگران بمردم شهرها نوشتند
قيامت پيشواى ستمكار را مىآورند كه با او يارى كنندهاى نيست (تا از آتش دوزخ رهائيش دهد) و نه عذر خواهى (تا عذاب را از او برطرف نمايد) پس در آتش دوزخ انداخته ميشود و در آن مىگردد چنانكه آسيا گردش مىنمايد، بعد در گودى و ته دوزخ حبس و باز داشته ميشود ٨.
و ترا بخدا درخواست نموده سوگند مىدهم كه مبادا پيشواى اين امّت باشى كه كشته شوى، زيرا پيش از اين گفته مىشد (پيغمبر اكرم فرمود): كه در اين امّت پيشوايى كشته ميشود كه (بر اثر كشته شدنش راه) خونريزى و جنگيدن تا روز قيامت گشوده مىگردد، و كارها را برايشان مشتبه مىنمايد، و تباهكاريها را در آنان نشر مىدهد، و آنها حقّ را از باطل امتياز نمىدهند، در آن تباهكاريها آشوب بسيار كرده از حقّ دست برميدارند، و بسختى مضطرب و نگران مىگردند، ٩ پس بعد از ساليان دراز (كه متجاوز از هشتاد سال است) و بسر رسيدن عمر براى مروان (ابن حكم كه نويسنده و كار گردان تو است) مانند شترى كه دشمن آنرا غارت كرده و به تندى ميراند، مباش تا بهرجا كه خواهند ترا براند.
عثمان به آن حضرت گفت: با مردم گفتگو كن تا مرا مهلت دهند كه ستمهايى كه بر آنان وارد شده برطرف نمايم. پس امام عليه السّلام فرمود:
١٠ آنچه در مدينه است مهلتى در آن لازم نيست، و آنچه در آن نمىباشد مهلت آن تا رسيدن فرمان تو است بآن (براى كسيكه در مدينه حاضر است شروع به اصلاح نما مهلت نمىخواهد، و براى آنكه حاضر نيست تا رسيدن فرمان تو عذرى نمىباشد. گفتهاند عثمان بر اثر فريب خوردن از مروان به ستمگرى بر مسلمانان دلير گرديده گوش به فرمايشهاى امير المؤمنين نداد تا جائيكه اهل مصر و ديگران او را در خانهاش محاصره نموده بسختى كشتند).
(۱۶۴) (و من خطبة له عليه السلام)
يذكر فيها عجيب خلقة الطاووس
اِبْتَدَعَهُمْ خَلْقاً عَجِيباً مِنْ حَيَوَانٍ وَ مَوَاتٍ وَ سَاكِنٍ وَ ذِي