معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٢
گفتوگو با نويد اسلامبک
قصیری بهمند سودابه
مشکلات مربوط به مد در ايران، به خودمان برميگردد
نويد اسلامبک متولد ١٣٥٨ و مبدع فرمول «کولو» براي تعيين نوع پوشش براي هر اقليم جغرافيايي است. وي کارشناسارشد رشتهي اقليم در برنامهريزي (از دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات) و يکي از توليدکنندگان پوشاک در ايران است.
- علل رواج مد در عرصهي پوشاک کشور چيست؟
توليدکنندههاي پوشاک، مد را ايجاد کرده و بسته به اينکه چه ميزان قدرت دارند، آن را بسط و گسترش ميدهند. زماني که بزرگان پوشاک نوع خاصي از لباس را به صورت انبوه توليد ميکنند، مصرفکنندگان در رجوع به بازار پوشاک با ديدن مکرر يک نوع خاص از پوشاک، تصور ميکنند که مد جديد هميني است که در بازار ميبينند و علل اقتصادي و نظر توليدکنندگان را نميبينند.
البته يک فرهنگ هم خارج از محدودهي مرزهاي کشور براي تسلط بر کشور وارد شده است که از طرق فرهنگي سعي در رخنه کردن در جامعه دارد. امروزه در عرصهي پوشاک، همواره اسم ترکيه را به عنوان بِرَندهاي معروف و فراگير ميشنويم و اين آوازه به دليل تأکيد اين کشور بر صنعت توريسم و پوشاک است. آنها به دليل اقليم خاص خود و جذب مخاطب، نوع خاصي از پوشش را رواج دادند که متناسب با فرهنگ بومي ما نيست. بهطور مثال در ترکيه با هواي شرجي(رطوبت ١٠٠) و دماي ٢٣ درجه، نوع لباسهايي که توليد و مصرف ميشود، در حد آسايش آن اقليم و در صدد جذب توريسم با حداکثر آزادي است و نه ايران. رنگهاي مورد نظر آنها با فرهنگ بومي- اسلامي ما متناسب نيست. رنگهايي مانند فسفري، بنفش، نارنجي و... بيشتر با اقليم کشورهايي مانند ترکيه و آسياي شرقي همخواني دارد. اين در حالي است که با پيشينهي تاريخي ما در پوشش و رنگ لباس، و در راستاي فرهنگ اسلامي کشور، زن محجبهي مسلمان، نميتواند با رنگ تند در جامعه حاضر شود و اين گرايش فرهنگي، در راستاي اهداف ملي- مذهبي ما نيست.
- مدگرايي خوب است يا بد؟
مدگرايي در کل امري پسنديده نيست. وقتي مدي از خارج از کشور وارد ميشود، همانند ويروس سرماخوردگي است و مدت زمان طولاني دوام ندارد. همچنين آدمهايي که به سمت آن گرايش پيدا ميکنند، هويت مشخصي ندارند. افرادي که براي خود حدود اخلاقي را تعريف کردهاند و براي ارزشهاي اعتقاديشان احترام قايل هستند، گرايش زيادي به سمت مد ندارند. افراد بيهويت و دور از هويت بومي، دوست دارند در کانون توجه باشند و چون از طرق ديگر مانند موفقيت تحصيلي، شغلي، ورزشي و.. نتوانستهاند به اين هدف دست يابند، با ظاهرسازي و تغيير پوشش، خود را از ديگران متمايز ميکنند و براي چند لحظه در کانون توجه ديگران قرار ميگيرند.
- علل رواج مدگرايي در ايران چيست؟
امروز ديگر زمان جنگ و نبرد نظامي نيست، بلکه اين روشها جاي خود را به روشهاي نرم و فرهنگي داده است. زندگي در دهکدهي جهاني و دسترسي آسان به انواع رسانهها موجب انتقال برخي از ارزشها در سطح جهان شده است. برخي کشورها براي تسلط بر کشورهاي ديگر از مد استفاده ميکنند؛ اما اين ما هستيم که بايد در جهت منافع خود بهترين استفاده را از آن داشته باشيم. بزرگترين مشکل مربوط به گرايش به مد در ايران به خود ما برميگردد. زماني که مردم اروپا هنوز فرايند رشد را آغاز هم نکرده بودند، ما در کرمان لولهکشي آب داشتيم و شهرهايي با سيستم مجهز شهري را ايجاد کرده بوديم. آنها با استفاده از اطلاعات و يافتهها در جهت رشد و پيشرفت گام برداشتند و ما از آنچه داشتيم، نتوانستيم بهرهي لازم را ببريم.
نتايج مطالعهاي که دربارهي پوشاک ايران از زمان هخامنشيان تا جمهوري اسلامي انجام شده است، نشان ميدهد که ما در گذشته فرهنگ و سبک خاصي در پوشاک داشتهايم. در ايران باستان هر لباس نمايانگر يک مقام و مرتبه و شغل بود و همچنين لباس مراسم خاص، ميهماني، مشاغل و... با يکديگر تفاوت داشتند. امروزه پزشکان لباس مخصوص خود دارند که با آن از بقيهي مشاغل متمايز ميشوند و اين تمايزبخشي در فرهنگ گذشتهي ما نيز وجود داشته است.
متأسفانه وقتي برخي مدها وارد ايران شد، مانند رپ، بدترين حالت آن بروز پيدا کرد. اين ايراد ماست که در مقابل اين تهديدات، با تکيه بر هويّت ايراني- اسلامي، فرهنگ بوميمان را ارتقا نداديم و رسانهها نيز در ترويج پوشش بومي و ارتقاي فرهنگ، فعاليت چندان خوبي نداشتند. به عنوان مثال ميخواهم اين سؤال را مطرح کنم که خانم ايرانياي که به تقليد از برخي زنان غربي موهاي خود را از ته ميتراشد، چه قرابتي با فرهنگ آنان دارد و آيا اصلاً دليل آن رفتار را ميداند يا صرفاً تقليد بوده است؟
- با توجه به مطالعات شما، نوع اقليم چگونه بر تعيين پوشش تأثيرگذار است؟
از سالها قبل دغدغهي من فهم اين مطلب بود که چرا ما بايد تقليدکنندهي افرادي باشيم که به لحاظ فرهنگي همسو با ما نيستند و تفاوت فرهنگي بسياري با يکديگر داريم. به همين منظور تحقيقات و پژوهشهاي علمي خود را معطوف به اين حوزه کردم. مطالعات من با موضوع تأثير عوامل اقليم بر پوشاک است که نشان ميدهد نوع پوشاک آسايشبخشِ برگرفته از شرايط اقليمي هر منطقه، با ديگر مناطق متفاوت است.
در اين مطالعات که براساس تأثير عوامل اقليمي انجام شد، فرمولي به نام «کولو» به ثبت رسيد که حجم پوشاکي را که فرد در آن احساس آسايش کند براساس ضخامت اتمسفر، زاويهي تابش خورشيد، سرعت باد، دما و رطوبت باد، تعيين ميکند. در يک آب و هواي اقليمي که فرد در حال مصرف کمترين حالت انرژي(نشسته) دما ٢٤ درجهي سانتيگراد، سرعت باد کمتر از ٣ درصد و رطوبت هوا نيز بين ٥٠ تا ٨٠ درصد باشد، حجم پوشش مناسب بين ٤١/٠% تا٥٠/٠% کولو است؛که اين مقدار معادل با بيشترين حجم کولو براي افرادي است که در سيبري زندگي ميکنند.
همچنين براساس مطالعات، مشخص شد که در هر فصلي چه جنسي از پارچه مناسب است. بهطور مثال، در تابستان لباسي انتخاب شود که جذب رطوبت کمتري دارد؛ حتي دربارهي رنگ لباس با توجه به زاويهي تابش خورشيد مطالعاتي انجام شد. حجم بدن آدمها (نشسته، در حال فعاليت و...) بر حجم مورد نياز لباس براي آنها با مقياس کولو تأثيرگذار است.
به هر حال بنده اميدوارم با انجام مطالعات دقيقتر در کشور، سعي شود در انتخاب دقيق نوع لباسي که فرد در آن احساس آسايش کند، دقت بيشتري شود تا انشاءالله به تبع آن، در آيندهاي نزديک، شاهد توليد لباسهايي متناسب با فرهنگ خودمان باشيم.