زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠ - كودكى بر كُرسى امامت

و نداى جديدى است كه نداى مخلوقات ديگر با آن مشابهت ندارد. اين ندا عبارت از اين است كه خداوند بر هر كارى تواناست و بازگشت همه چيزها به سوى اوست.

على بن اسباط در حديثى كه در باره امامت نقل كرده است، مى‌گويد:

امام جواد را ديدم كه به سوى من بيرون آمد. من به ايشان و سر و پاى ايشان خيره شدم تا قامتش را براى يارانمان در مصر توصيف كنم. سپس او به سجده در افتاد و فرمود: خداوند در امامت همانگونه احتجاج كرده كه در نبوّت. خداوند مى‌فرمايد:

(وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً) [١]

«در كودكى حكم (و رسالت) را بدو داديم.»

و نيز فرموده است:

(وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ) [٢]

«چون به رشد خود برسيد...»

و در (جاى ديگر) فرموده است:

(وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً) [٣]

«و به چهل سالگى رسيد.»


[١] - سوره مريم، آيه ١٢.

[٢] - سوره يوسف، آيه ٢٢.

[٣] - توضيح اينكه آيه‌اى به اين صورت در قرآن نيست بلكه مشابه آن در سوره احقاف آيه ١٥ آمده كه به مسأله نبوّت ربطى ندارد و شايد در اينجا امام به چهل سال رسيدن را به عنوان تفسير به آيه‌اى كه از سوره يوسف ذكر شده ملحق كرده است.