زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤ - پس از مأمون
از وزيران خليفه است، مايل به ديدار شماست. لاجرم آنحضرت دعوت وى را پذيرفت و به خانهاش رفت. در غذاى آنحضرت زهر ريختند. چون امام از آن غذا خورد احساس كرد كه آغشته به زهر است از اين رو اسب خويش را خواست. ميزبان از آنحضرت خواست كه بماند ولى امام به او پاسخ داد: اگر در خانه تو نباشم براى تو بهتر است. آنحضرت در آن روز و شب رنجور و نالان بود تا آنكه زهر در بدنش پراكنده شد و جان داد.
اى امام به حق بنگر كه پس از اين همه، پاداش تو را چنين دادند! حال آنكه تو فقط خير ايشان را مىخواستى ولى آنان فقط شرّ و بدى براى تو مىخواستند!!
به خدا در حقّ تو خيانت و نيرنگ روا داشتند و تو را كه هنوز بهار زندگانىات سپرى نشده بود، زهر خورانيدند. امّا عجب نيست كه پدران و اجداد تو همواره نمونه خوبيها بودند و پدران و اجداد اينان پيوسته نمونههاى گناه و تبهكارى! پس درود بر تو و نفرين و عذاب بر ايشان باد!
آرى، آن مشعل تابان به خاموشى گراييد و امّت اسلامى بار ديگر حسرت زده و گريان، همچون زمين كه پس از غروب خورشيد بانگ آه و ناله سر مىدهد، در سوگ او شيون و فغان سردادند.
امام جواد به هنگام عهده دارى منصب امامت، كم سالتر از تمام ائمه عليهم السلام به جز امام زمان (عج) بود. زيرا زمام خلافت معنوى در آخر ماه صفر سال ٢٠٢ ه، زمانى كه وى تنها هفت سال داشت، به او منتقل گرديد. از طرفىهنگامى كه آنحضرت به شهادت رسيد (ذيقعده ٢٢٠ ه).