إيقاظ النائمين - الملا صدرا - الصفحة ٢٣

افزونست، نادانى بر ايشان غالب، از دانش بى‌خبر و اسير شهوت‌هاى خويشند. با دانشجويان و فرهنگ پژوهانى كه روى از دنيا و زخارف آن برتافته‌اند و هدفى والاتر را دنبال مى‌كنند، پيوسته نرد دشمنى مى‌بازند، و بر اين باورند كه علم مانع و حجاب است؛ آرى به خدا سوگند! علم حجابى عظيم است، حجابى كه دل را از غفلت و جهالت و از خود پرستى و ساده‌لوحى و حب جاه و رياست و بيهوده به هر سو گشتن، بى‌دينى و حرامكارى، قبول مناصب و تقرب به فرمانروايان، دورى جستن از نيازمندان و گوشه‌گيران و گمنامان باز مى‌دارد. همگى اين كارها نتيجه نادانى و معارض با دانائى است.» [١]

و باز در صفحه بعد مى‌نويسد:

«تو را به پرهيزكارى توصيه مى‌كنم، سپس دورى جستن از آشوبگران و كينه‌توزان، اين رساله را به كسانى كه بيماريهاى نفسانى، دشمنى و حسد ذوقشان را تباه كرده و دنيادارانى كه به‌سبب بى‌استعدادى طريق ظاهرسازى و عوام‌فريبى و شهرت دروغين پيموده و از فطرت اصلى دور افتاده‌اند، مسپار. من از كسانى كه ظاهرا دم از علم مى‌زنند و با كتابها سر و كار دارند، شگفتى‌ها ديده‌ام، كارهائى كه مصاديق هيچ دشمنى، كينه‌توزى، انكار و نادانى، هيچ فتنه و ضرر و زيانى، با آن برابرى نكنند؛ عجب اينجاست كه اين كارها را در زير پوشش علم و معرفت حقايق انجام مى‌دهند؛ خصوصا مخالفت‌هايشان با معانى و مفاهيمى كه در اين رساله آورده‌ام و طبعا دور از درك و فهم عامه مردم است ... هر كس بخواهد نابينا را از كيفيت رنگها و نامرد را از لذت هم آغوشى آگاه سازد، كار او دشوار و توفيق او ناميسر است ... بنابر اين چاره‌اى نداشتم كه مبانى و اصول بسيار مهمى را به زبان رمز و اشارت بيان كنم كه عاقل‌


[١] و لقد نشأء في زماننا قوم لا يحصى عددهم، غلب عليهم بمقام العلم، و لعلت بهم الاهواء و بلغوا فى انكارهم، المشتغلين بالعلوم و المعارف، المعرضين عن الدنيا و الزخارف، الى غاية. قالوا أن العلم حجاب، اى و الله حجاب عظيم! يحجب القلب عن الغفلة و الجهل و الرعونة و السفاهة و حب التراس و التبسط فى البلاد، و التورط فى الشبهاب و الاقدام الى المحرمات و قبول المناصب و التقرب الى السلاطين و التبرى عن الفقراء و المنزوين و الخاملين الى غير ذلك من اضداد العلم و نتائج الجهل.