إيقاظ النائمين - الملا صدرا - الصفحة ١٦

پيشينيان منتسب ساخته‌اند، اگر ناشى از عيوب اخلاقى و كم اطلاعى نباشد، مسلما نشانه شتاب‌زدگى دردآورى و ارزيابى است. بى‌شك ملاصدرا واضح كلمات عربى نبوده كه مثلا بگوئيم حكمت متعاليه را پيشتر داود قيصرى به كار برده و از آن او نيست. مسلما بسيارى از عارفان گذشته، اين‌گونه اصطلاحات را در مطاوى آثار خود آورده‌اند. مسأله مهم برداشتى است كه صدرا از اين واژه مركب داشته است؛ و يا بگوئيم خفرى قبلا رساله‌اى در چهار سفر روحانى نوشته و اخوان الصفا حركت جوهرى را مى‌شناخته‌اند.

درباب عقايد و آراء فيلسوفى مانند ملاصدرا كه علاوه بر جامعيت فكرى نظام فلسفى مستقلى داشته، بدين سهولت نمى‌توان به داورى نشست و بدين سادگى نمى‌توان از اين راه دشوار ناآشنا گذشت. اگر صاحب روضات الجنات به خاطر خصومت خاندانش با ملاصدرا و يا احتمالا براى خوش‌آيند بعضى از عالمان قشرى و عوام‌الناس، خبر از تكفير او مى‌دهد و از قول يكى از دوستان ضمن ستايش ميرزا ابراهيم فرزند ملاصدرا مى‌نويسد: او در حقيقت مصداق «يخرج الحى من الميت» است؛ و يا علامه ميرزا حسين نورى ضمن انتقاد از شرح اصول كافى، بدو نسبت انتحال مى‌ده دو مى‌نويسد «او عادت داشته كه عبارات ديگران را در كتابهاى خود بياورد بى‌آنكه بگويد كه از آنهاست». به راستى خطاب بدين عالمان بايد گفت: «نفى حكمت مكن از بهر دل عامى چند!» استاد آشتيانى در مقدمه شواهد مى‌نويسد: «نوع اين تكفيرها با موازين شرع موافق نبوده و اگر اعمال مكفران را حمل بر صحت كنيم بايد بگوئيم حكم آنها به تكفير، ناشى از عدم ورود به معانى عقلى و عرفانى بوده است.

بارى همان‌طور كه اشارت رفت، درسالهاى آخر مرحله دوم، تفكر صدرا به اوج تعالى خود رسيده و در افقهاى بى‌كران شهود پرواز مى‌كرده است.

حقير بر اين باور است كه پس از اسفار، شواهدالربوبيه حكمة العرشيه و اسرار الايات و ايقاظ النائمين، از نتايج اين دوره است.

٣- علامه شيخ محمد مظفر، مرحله سوم زندگانى فيلسوف را «دوران تأليف» ناميده و معتقد است ثمرات سير و سلوك روحانى و مكاشفات او در اين مرحله ظاهر شده و در حقيقت واپسين سالهاى اقامت در كهك، پيش از سفر او به شيراز را بايد جزء اين مرحله به حساب آورد. بدين‌ترتيب آغاز اين دوره، با تأليف كتاب اسفار آغاز مى‌گردد و پيش از آن روشن نيست كه ملاصدرا كتابى اين‌چنين نوشته باشد. او در مقدمه اسفار انگيزه خود را از تأليف كتاب باز مى‌گويد:

«رحمت الهى بر آن تعلق گرفت كه معانى منكشف از عالم اسرار و انوار فائض از نورالانوار، بيش از اين در پرده‌