إيقاظ النائمين - الملا صدرا - الصفحة ١١

ايشان مأويس بودم. دشمنى روزگاران و كينه‌توزى ابناء زمان را آسان گرفتم و خود را از رد و قبولشان آسوده ساختم.

نسبت به احترام و سود و زيانشان بى‌تفاوت بودم و همه توجه خود را به سوى مسبب‌الاسباب معطوف كردم و در پيشگاه او به اميد آسانى دشوارى‌ها به تضرع نشستم. مدت زمانى در اين حالت انقطاع از خلق، و انزوا و گمنامى باقى ماندم تا سرانجام به‌سبب طول مجاهدت، نورى در دورن جانم تابيدن گرفت و دلم از نور شهود روشنى يافت.

رازهاى جهان را به لطف الهى دريافتم؛ و رزاهائى كه از آنها بى‌خبر مانده بودم، و رموزى كه پيش از آن، بر من آشكار نگرديده بود. هر چه را با كمك برهان مى‌دانستم، با شهود و عيان، روشن‌تر مشاهده كردم، از اسرار الهى و حقايق ربانى و وديعتهاى لاهوتى». [١]

شمار سالهاى قامت ملاصدرا در قريه كهك، به‌درستى شناخته نيست؛ بعضى از صاحب‌نظران، اين دوران را بين ٧ تا ١٥ سال دانسته‌اند.

پرفسور هانرى كربن سالهاى اقامت او را در آن قريه را ٩ تا ١١ سال پنداشته، ولى نكته‌اى كه از نظر پژوهشگران در احوال و آثار صدرا پنهان مانده، سالهاى آغاز و انجام اقامت او در قريه كهك است، بنابر اقرار ملا محسن فيض در جلد چهارم كتاب مشهور خود محجةالبيضاء كه به اهتمام استاد فقيد سيد محمد مشكوة زيور طبع يافته (١٣٣٩ شمسى)، أو در حدود سال ١٠٣٣، هنگام سفر به قمصر كاشان دوباره در قم با استاد ديدار كرده و هشت سال و اندى از محضر او بهره برده و داماد او شده و پس از عزيمت ملاصدرا به شيراز كه به دعوت امام قليخان حكمران آنجا صورت گرفته، همراه استاد به شيراز رفته است. از سوى ديگر از نامه‌اى كه ملاصدرا در واپسين سالهاى درنگ خويش در عزلتگاه كهك به ميرداماد نوشته و بدان اشارت رفت، او


[١] فامسكت عنانى عن الاشتغال بالناس و مخالتهم، و آيست عن مرافقتهم و مؤانستهم، و سهلت على معاداة الدوران، و معاندة ابناء ال زمان و خلصت عن انكارهم و اقرارهم، و تساوى عندى اعزازهم و أضرارهم، فتوجهت توجها غريزيا نحو مسبب الاسباب و تضرعت تضرعا جبليا الى مسهل الامور الصعاب. فلما تقيت على هذا الحال من الاستتار و الانزواء، و الخمول و الاعتزال، زمانا مديدا و امدا بعيدا، اشتعلت نفسى لطول المجاهدات اشتعالا نوريا و التهب قلبى لكثرة الرياضات التهايأ قويا. ففاضت عليه انوار الملكوت، و حلت بها خبايا الجروت، و لحقتها الاضواء الاحدية و تداركتها الالطاف الالهية فاطلعت على أسرار لم أكن اطلع عليها الى الان، و انكشفت لى رموز لم تكن منكشفة هذا الانكشاف من البرهان، بل كل ما علمته من قبل بالبرهان، عاينته مع زوائد بالشهود و العيان من الاسرار الالهية و الحقائق الربانية و الودائع اللاهوتية ... (مقدمه اسفار).