تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ٤٠
٢ ـ خيرخواهى و نظر خواهى
انسان خردمند همواره با مشورت خواهى از ديگران بر نيروى انديشه خويش مى افزايد و هرگاه مـورد مـشاوره قرار گرفت ، خيرخواهانه نظر خود را ابراز مى دارد. پس شايسته است كه معلم و مـربـى دلسـوز نـيـز از تـجـربـيـات همكاران و همصنفان خود مدد جويد و راه صحيح و سريع را انـتـخـاب كـنـد. و از روى خـيـرخـواهـى و اصـلاح طـلبـى ، آراى سـنـجـيـده خـود را نـيـز بـه آنان انـتـقـال دهـد. بـا چـنـيـن روحـيـه اى نقاط ضعف و قوت طرفين شناسايى شده و به تناسب هر يك تصميم لازم ، گرفته خواهد شد.
و ـ وظايف معلم و مربى نسبت به خانواده و اجتماع
مربّى مؤ من و متعهّد، فعّاليتهاى خود را در حيطه شغلى ، محدود نمى سازد بلكه خود را نسبت به خـانـواده و جـامـعـه نـيـز مـسـؤ ول دانـسـتـه ، تـلاش مـى كـنـد دانـسـتـه هاى خويش را به آنها نيز مـنتقل كند تا به كيمياى دانش و تربيت اسلامى دست يابند و به آرايش و پيرايش درون و برون خـود پـردازنـد. براين اساس ، معلم كارها و مسؤ وليتهاى متنوعى در رابطه با اجتماع و خانواده بر دوش مى گيرد كه برخى از آنها بدين قرار است :
١ ـ تربيت فرزندان شايسته
تـوجـّه به تعليم و تربيت فرزندان از وظايف سنگين اولياى آنهاست و چنين وظيفه اى نسبت به مـعـلم و مـربى نمود بيشترى دارد. او بايد فرزندان خويش را با آداب و رسوم اسلامى پرورش داده از آگاهيهاى لازم برخوردار سازد و حتى به آنان بياموزد كه به عنوان فرزندان يك معلّم و مربى ، بايستى بهتر و بيشتر از ديگران به علم و اخلاق اسلامى آراسته باشند.
٢ ـ كادر سازى
مـعـلم وظـيـفـه دارد كـه نـسـبـت بـه نيروى فرهنگى جامعه اسلامى بى تفاوت نباشد و افراد با اسـتـعـدادى را از مـيـان جـامـعـه و شـاگـردان خـويـش بـراى شغل شريف معلّمى ، شناسايى و آنان را به حرفه ارزشمند تعليم و تربيت ، رهنمون گردد و در صـورت تـوانـايـى ، مـقدّمات كار را هم فراهم سازد، كمكهاى مقدور را در اختيارشان گذارد و تجربه هاى خود را به آنان انتقال دهد.
٣ ـ شركت در فعاليتهاى اجتماعى
انـزوا طـلبـى و گـوشـه نـشـينى و كناره گيرى از مردم ، در اسلام محكوم است و افراد ـ بويژه اهل علم و فرهنگ ـ موظّفند پا به پاى ملّت خويش ، در همه صحنه هاى مذهبى ، سياسى ، اقتصادى ، امدادى و... در حد امكان ، شركت جويند.
معلّم نيز به تناسب شغلِ انتخابى ، حتى بيش از ديگر اقشار جامعه ، دلسوز و غمخوار مردم است و چنين خصلتى را از انبيا، اوليا و علماى بزرگ اسلام به ارث برده است .
در شـرح حـال عـالم جـليـل القـدر، شـيـخ جـعـفـر كـاشف الغطا مى نويسند: (آن قدر به مستمندان رسيدگى مى كرد و در رفع مشكلات آنان فعّال و از خود گذشته بود كه در بيشتر سالها ديده مـى شـد كـه هـر چـه داشـت انـفـاق كـرده و وقتى دستش از همه جا كوتاه مى گشت ، خانه مسكونى خـويـش را رهـن مـى گـذاشـت و پـولش را به فقرا مى بخشيد از آن پس ، از استفاده و سكونت در خـانـه مـحـروم بـود تـا در مـسـافـرتـهـا پـولى تـحـصـيـل كـنـد و منزل را از گرو آزاد سازد.)(٢١٧)
به اميد آنكه مربيان عزيز در انجام همه وظايف ياد شده و ياد نشده توانا باشند.ان شاء الله .