تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ١٠
انسان در معرفى قرآن
تـصـويرى كه قرآن كريم از انسان ارائه مى دهد تصويرى از يك موجود الهى با هدفى الهى اسـت كـه جـانـشـين خدا در زمين و تجلّى گاه اوصاف اوست . قرآن براى انسان نه تنها سرشتى پـليـد و غـيـرقـابـل اصـلاح قـائل نـيـسـت بـلكـه بـراى او فضايل زيادى نسبت به ساير مخلوقات برشمرده ، از جمله :
١ ـ برگزيده خداست .(٣٥)
٢ ـ داراى سرشت الهى و ملكوتى است .(٣٦)
٣ ـ مسجود فرشتگان است .(٣٧)
٤ ـ شايسته جانشينى خداست .(٣٨)
٥ ـ آرمان خواه است و خواستها و آرمانهايش بى نهايت است .(٣٩)
٦ ـ داراى كرامت ذاتى است و بر بسيارى از مخلوقات برترى دارد.(٤٠)
٧ ـ امانتدار الهى و مسؤ وليت پذير است .(٤١)
بـه تـبـع قـرآن و بـا الهـام از بيانات اولياى دين ، علما و حكماى اسلامى نيز انسان را عصاره هـسـتـى و نـمونه عقلى از عالم عينى و خارجى دانسته ،(٤٢) او را موجودى مى دانند كه از طبيعت تا ماوراى طبيعت و تا عالم الوهيّت داراى مراتب است .(٤٣)
تكريم شخصيت ، لازمه تربيت
در تعريف شخصيت گفته شد كه گر چه شخصيت مجموعه صفاتى است كه داراى يك نمود كلى و تـا حـدودى ثـابـت و قـابـل پـيـش بـيـنـى اسـت ، امـّا قـابـل تـغـيـيـر و تـكـامـل نـيـز هـسـت . ايـن تـغـيـيـر و تـكـامـل و يـا رشـد شـخـصـيـت بـه عـوامـل چـنـدى وابـسـتـه اسـت كـه از راهـهـاى گـونـاگـون حاصل مى شود.
دو عامل عمده وراثت و محيط از عوامل تعيين كننده شخصيت فرد به شمار مى آيند. عادتها، نگرشها، حـالات هـيـجـانى ، انگيزه ها، عقايد، احساسات و عواطف و بالاخره تمام خصوصياتى كه بيانگر شـخـصـيـت فـرد اسـت اثـر مـتـقـابـل او بـا مـحـيـط طـبـيـعـى و اجـتـمـاعـى اوسـت كـه در عـيـن حـال اسـاس و مـنـشـاء وراثـتـى نـيـز دارد كـه از والديـن بـه او مـنـتـقـل شـده اسـت . از ايـن رو با توجه به تماس نزديك مربى با شاگرد و نفوذى كه بر آن دارد، نـقـش مـهـمـى را در سـلامـت فـكـرى و روانـى او ايـفـا مـى كـنـد. تـعـادل روانـى و نـحـوه برخورد معلم و مربى با شخصيت فرد، اثرات فوق العاده اى دارد كه مـورد عنايت و تاءكيد روانشناسان نيز قرار گرفته است . اين تاءثير ممكن است به طور مستقيم يـا غـيـر مـسـتـقـيـم صـورت پذيرد و به شكلهاى مختلف مانند: تقليد، الگوسازى و گاهى نيز همانندسازى بروز كند.
با عنايت به اين نكته ظريف و حياتى است كه پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:
(اَكْرِمُوا اَوْلادَكُمْ وَ اَحْسِنُوا ادابَهُمْ)(٤٤)
به فرزندان خود احترام كنيد و آدابشان را زيبا سازيد.
زيـرا هـمـان گـونـه كـه بـرخـورد صـحـيـح و سـنـجـيـده مـوجـب تعادل روانى فراگير است ، برخورد نامناسب و تحقير و توبيخ نابجا و بى مورد، به ويژه كـودكـان را دچـار عـدم تـعـادل روانى ساخته حس خود كم بينى را در ايشان به وجود خواهد آورد. پـيـامـبـر گـرامـى اسـلام ، ضـمـن آن كـه بـراى هـمـه افـراد بـه خصوص كودكان احترام زيادى قـايـل بـودنـد، تـاءكـيد مى فرمودند كه ؛ كودك را در خطابها سبك مغز و احمق نخوانيد و احترام شخصيت او را رعايت كنيد.(٤٥)
٣ ـ الگو دهى
با يك بيان ساده و در يك ديد كلّى الگو را مى توان اين گونه تعريف كرد:
الگـو عـبـارت است از يك نمونه كامل و مطلوب ، با صفات و ويژگيهاى مورد نظر كه مربى و مـعلّم سعى مى كند (فراگير) را همانند يا همسان آن سازد و يا از وى مى خواهد كه همانند آن را تهيّه نمايد.
بـه بيان ديگر الگو و يا نمونه داراى صفات و ويژگيهاى مطلوبى است كه (يادگيرنده ) بـايـد نـهـايت سعى و تلاش خود را به كار بندد، تا خود را همانند نمونه و الگو بسازد و يا [در حـِرَف و فـنـون مـخـتـلف ] تـوليـدات و فـرآورده هـاى خـود را بـراسـاس ويـژگـى هـا و استانداردهايى كه الگوى مورد پذيرش ارائه مى دهد، تهيّه نمايد.
اهميّت الگو در يادگيرى و تربيت
از آنـجـايـى كـه مـشـاهـده و تـقـليـد از آسـان تـريـن ، مـعمول ترين و نتيجه بخش ترين راههاى يادگيرى به شمار مى آيد، ارائه متد و نمونه از رايج ترين شيوه هاى آموزش و تربيت است .