تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ٣٧
٧ ـ وعده و وعيد
ذهـن مـتـعـلم ، بـويژه اگر مبتدى باشد، نخست با درس و بحث علمى ماءنوس نيست و ممكن است همين بـى الفـتـى بـا عـلم و دانـش ، او را به نوميدى بكشاند و از نور علم دور سازد، در چنين موقعيت حـسـّاسـى ، مـعـلم بـايـد دسـت شـاگـرد را بـگـيـرد و بـا تـابـش نـور امـيـد در دل او، از ايـن ورطـه نجاتش بخشد تا كم كم ، حلاوت دانايى را بچشد و يار وفادار علم و دانش را مـونـس خـويش سازد. در اين راستا نقل سرگذشت دانشمندانى كه با جدّيت و پشتكار به مدارج علمى بالايى دست يافتند، راهگشا و اميدوار كننده است .
از سـوى ديـگر معلّم بايد با تدبير و دقّت ، از غرور بيجاى متعلّمان جلوگيرى كند و به آنها بـفـهـمـانـد كـه بـا آموختن تعدادى اصطلاح و فرمول ، خود را عالم نپندارند و با گذراندن چند مـقـطع تحصيلى خود را از فراگيرى بيشتر بى نياز ندانند و آنان را طورى تربيت كند كه هر چه بيشتر دانش اندوزند، به جهل خود آگاهتر و به تعليم حريصتر گردند.
امير مؤ منان (ع ) در يك پرسش و پاسخ ، عالم و فقيه واقعى را كسى مى داند كه به وظيفه بيم و اميد دادن به مردم عمل كند و آنها را به رحمت الهى اميدوار و از عذاب او بيم دهد.
امام باقر(ع ) فرمود:
(روزى امير مؤ منان (ع ) [به حاضران ] فرمود: آيا شما را از فقيه واقعى آگاه نسازم ؟ گفتند: بـلى ، اى امـيـر مـؤ مـنـان ! فرمود: او كسى است كه مردم را از رحمت خدا ماءيوس نكند و از عذابش ايمن نسازد...)(٢٠٧)
عوامل مؤ ثر در رشد جنين
قـبـل از ورود بـه بحث لازم است ابتدا بدانيم در مباحث تربيتى ، مراد از روش و روشهاى تربيت چـيـسـت و لزوم پـيـروى از يـك روش شـناخته شده در امر تعليم و تربيت از چه اهميت و جايگاهى برخوردار است .
اين مرحله از عمر را دوره اطاعت ناميده اند.
پاداشى بالاتر از پاداش جهاد فى سبيل الله دارد.مختلف
گيـردحضرت امام خمينى سلام الله عليه در اين مى فرمايد:
نخواهد افتاد و اين همان نكته اى است كه امام محمد باقر(ع ) به آن اشاره فرموده است :
بـه اخلاق زشت آلوده باشند نه تنها از عهده تعليم و تربيت انسانها برنمى آيند، بلكه آنها رااز تـربـيـتـهـاى ديـنـى بـيـزار و فـرارى مـى كـنند و به جاى اصلاح ، به فساد مى كشانند، بنيانگذار
د ـ وظايف معلم در رابطه با تدريس
بـخـش چـهـارم وظـايف معلّم و مربّى ، به كلاس درس مربوط مى شود كه مهمترين آنها را در پنج محور به اختصار بيان مى كنيم :
١ ـ ايجاد فضاى معنوى
هـمـان گـونـه كـه ظـاهـر كـلاس و مـدرسـه بـايـد از هـرگـونـه عـامـل بـازدارنـده مـنـزّه باشد، از نظر معنوى نيز، بايد جوّى مطبوع و معطّر ايجاد شود تا زمينه انتقال علم و دانش ، بهتر فراهم شود. چنين وظيفه اى به عهده آموزگار است ؛ او نبايد با كسالت روحى و جسمى وارد كلاس شود، همچنين همواره با وضو باشد و از شاگردان خويش نيز بخواهد تا با وضو در درس حاضر شوند همينطور آنها را رو به قبله بنشاند، پيش از شروع درس با خدا راز و نياز كند و از او چنين بخواهد:
(اَللّهـُمَّ اِنـّى اَعـُوذُبـِكَ اَنْ اَضِلَّ اَوْ اُضِلَّ، وَ اَزِلَّ اَوْ اُزِلَّ، وَ اَظْلِمَ اَوْ اُظْلَمَ وَ اُجْهِلَ اَوْ يُجْهَلَ عَلَىَّ، عَزَّ جارُكَ، وَ تَقَدَّسَتْ اَسْماؤُكَ وَ جَلَّ ثَناؤُكَ، وَ لا اِلهَ غَيْرُكَ)(٢٠٨)
پروردگارا! من به تو پناه مى برم از اينكه ؛ گمراه شوم يا گمراه كنم ، بلغزم يا بلغزانم ، سـتـم كـنـم يـا مـورد سـتـم واقـع شوم (ديگران را) به نادانى كشانم يا خود، دچار آن گردم ، همسايه تو عزيز، نامهايت مقدّس و ثنايت نيكوست و خدايى جز تو نيست .
سپس با اين اذكار مقدّس ، درس را شروع كند: