تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ١٩
﴿إِذْهَبا إِلى فِرَعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اءَوْ يَخْشى ﴾(١٠٩)
بـه سـوى فـرعـون بـرويـد كـه او طـغيان كرده است و با او به نرمى سخن گوييد شايد پند گرديد، يا از [خدا] بترسد.
٤ ـ نصيحت فرد نبايد در حضور جمع باشد زيرا موجب مقاومت منفى و توجيه گرى وى مى گردد و به فرموده على (ع )، اين ديگر ارشاد و موعظه نيست ، بلكه در واقع ملامت و دشنام است :
(نُصْحُكَ بَيْنَ الْمَلاَِ تَضْريعٌ)(١١٠)
نصيحت كردن تو در جماعت ، سرزنش و اذيت و آزار است .
٥ ـ نصيحت ، بايد جنبه روشنگرى داشته ارزشها، تواناييها و شايستگيهاى فرد را يادآور شود و تـا حـد امـكـان هـمراه با برهان و استدلال منطقى باشد. زيرا تا فرد خود را باور نكند و به ارزشـهـاى وجـودى خـود پـى نـبـرد، بـراى هـيـچ چـيـز ديـگـرى ارزش قايل نخواهد شد؛
(مَنْ جَهَلَ قَدْرَهُ جَهَلَ كُلَّ قَدْرٍ)(١١١)
هر كس قدر خود را نداند، هيچ قدرى را نخواهد دانست .
١٢ ـ امر به معروف و نهى از منكر
وقـتـى مـوعـظـه و نـصـيـحـت تـاءثـيـر خـود را بـر انـسـانـهـاى نـاآگـاه ، لجـوج ، سـهل انگار و بى بند و بار از دست مى دهد و زمانى كه انحراف و انحطاط فرد، جامعه و افراد آن را مورد تهديد قرار مى دهد، لازم است كه با لحنى آمرانه و دستورى و با حالتى جدى تر و رسـمى تر جلوى انحراف او را گرفت و به اين ترتيب ، سلامت محيط تربيت را براى ديگران تضمين كرد.
روابط انسانى در نظام ارزشى اسلام
در نـظـام تـربـيـتـى اسـلام ، فـرد به گونه اى پرورش مى يابد كه علاوه بر تلاش براى رسيدن به سعادت و خوشبختى خويش ، در پى رستگارى ديگران نيز مى باشد. قرآن كريم ، بـه پـيـروان خـود مى آموزد كه در مسير خودسازى و تزكيه نفس ، به گونه اى حركت كنند كه شـايـسـتـگـى پـيـشوايى (متّقين ) و وارستگان محيطى را كه در آن به سر مى برند، به دست آورند؛
(... وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً)(١١٢)
بـه ايـن تـرتـيـب ، او رهـبرى و سرپرستى پارسايان را به عهده مى گيرد و گام به گام و مـرحـله بـه مـرحـله ايـشان را به سوى سعادت و نيكبختى رهنمون مى شود. صالحان (شايستگان بـراى امـامـت مـتـقين )، در معرفى قرآن ، داراى چند صفت بارز و ويژگى مهم اند. به خدا و جهان آخـرت ايـمـان دارنـد، از پـليـديـهـا و كـژيـهـا دورى مـى جـويـنـد(١١٣)، در كـسـب فضايل و امور خير بر ديگران پيشى مى گيرند و در ضمن سايرين را نيز از پرداختن به امور منكر و ناپسند بازداشته به انجام معروف وادار مى كنند:
(يـُؤْمـِنـُونَ بـِاللّهِ وَالْيَوْمِ الاْ خِرِ وَ يَاءْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ وَ اءُولئِكَ مِنَ الصّالِحينَ)(١١٤)
در مدينه فاضله اسلامى ـ كه روابط انسانها براساس ارزشهاى الهى و امامت متقين استوار است ـ هر فرد مؤ من ـ زن يا مرد ـ به ميزان برخوردارى از (تقوا) و آراستگى به زيور صفات الهى ، بـر ديـگـران (ولايـت ) و سـرپـرسـتـى داشـتـه و در قـبـال فـلاح و رسـتـگـارى يـا انـحـطـاط و گـمـراهـى آنـان مـسـؤ ول خواهد بود:
(وَالْمـُؤْمـِنـُونَ وَالْمـُؤْمـِنـاتُ بـَعـْضـُهـُمْ اءَوْلِيـاءُ بـَعـْضٍ يـَاءْمـُرُونَ بـِالْمـَعـْرُوفِ وَ يـَنـْهـَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...)(١١٥)
مردان و زنان مؤ من ، بعضى ولىّ (يار و ياور يا سرپرست ) يكديگرند؛ به نيكى امر مى كنند و از زشتى [و ناپسند] بازمى دارند... .
بـديـن سـان ، سـالمـتـريـن ، مـسـاعـدتـريـن و امن ترين محيط تربيتى براى شكوفايى تمامى استعدادها و شايستگيهاى خدادادى و رشد و تعالى همه اعضاى جامعه اسلامى فراهم مى شود.
جايگاه امر به معروف و نهى از منكر در نظام تربيتى اسلام
امر به معروف و نهى از منكر، قبل از هر چيز به عنوان دو صفت از صفات خداوند تلقى شده كه هـمـه انـبـيـا، اوليـا و صـالحـان و وارسـتـگـان سـعـى در بـه دست آوردن اين صفات الهى داشته اند.(١١٦)
از طـرف ديـگـر، ايـن دو واجـب شـرعـى ، از جـمـله عـبـادتـهـاى اسـلامـى اسـت كـه عـمـل بـه آنـهـا، به خودى خود، تاءثير معنوى و سازنده اى در فرد خواهد داشت . علاوه بر آن ، پـيـاده شـدن ايـن دو اصل اساسى ، نتايج ثمربخشى را در اصلاح فرد و جامعه به بار خواهد آورد. زيرا: