تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ٨
قـبـل از ورود بـه بحث لازم است ابتدا بدانيم در مباحث تربيتى ، مراد از روش و روشهاى تربيت چـيـسـت و لزوم پـيـروى از يـك روش شـناخته شده در امر تعليم و تربيت از چه اهميت و جايگاهى برخوردار است .
تعريف روش تربيت
(روش عـبـارت اسـت از مـجـمـوعـه فـعـاليـتها يا مجموعه تدابيرى كه با استفاده از امكانات [در چارچوب اصول و ضوابط]، براى وصول به هدفى صورت مى گيرد.)(٢١)
براساس اين تعريف ، مى توان گفت :
روش تـربـيـت ، فـعـاليـتـهـاى نـظـامـدار، هـدفـدار و هـدايـت كـنـنـده اى اسـت كـه مـربـّى بـه عـمـل مـى آورد تـا مـتـربـّى و فـراگـيـر را بـه آنـچـه كـه رشـد و كمال ناميده مى شود، نايل گرداند.
اهميّت روش در تربيت
تعليم و تربيت يك آزمايش نيست كه مربى به خود اجازه دهد، تا با تجربه و آزمايشِ شيوه ها و روشـهـاىِ گـوناگون ، به امر تربيت و پرورش افراد مبادرت ورزد، بلكه بايد بداند كه تـربـيـت يـك بـرنـامـه هـدفدار و از پيش تعيين شده است كه لازم است ضمن شناخت دقيق و كافى فـراگـيـر در ابـعـاد مـخـتـلف ، مـنـاسـب تـريـن و نـتـيـجـه بـخـش تـريـن شـكـل بـرخـورد را رونـد و مـراحـل تـربـيـت بـرگـزيـنـد. روشـى كـه نـتـيـجـه و آثـار آن از قبل برايش مشخص و قابل پيش بينى خواهد بود.
از ايـن رو، روشـهـاى مـخـتلف تربيتى براساس نوع نگرش مربى به موضوع تربيت (يعنى انـسـان )، امـكـانـات تـربـيـت ، قـواى درونـى ، اسـتـعـدادهـا و ظـرفـيـتـهـاى وجـودى انسان و نيز اصول و اهداف تربيت ، انتخاب و توصيه مى شود.
آيـيـن آسـمـانـى اسـلام نيز كه رسالت اصلى آن هدايت و پرورش انسانهاى مؤ من و الهى در همه زمـانـها و مكانهاست ، روشهاى تربيتى مخصوص به خود را دارد كه اينك به بررسى پاره اى از آنها مى پردازيم :
١ ـ محبّت
در قـرآن كـريـم بـه آيـات فـراوانـى بـرمـى خـوريـم كـه هرجا سخن از دعوت مردم براى كسب فـضـيـلتى است و يا مى خواهد شخص مؤ من ، صفتى از صفات خوب را در خود ايجاد و يا تقويت كـنـد، بـلافـاصـله مـحـبـت و دوسـتـى خـدا را نـسـبـت بـه دارنـدگـان چـنـيـن فـضـايلى يادآور مى شـود!(٢٢) گـاهى نيز به طور مستقيم ، محبّت به خدا و محبّت خدا نسبت به بندگان را وسيله دعوت و تبليغ ذكر كرده ، مى فرمايد:
(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتِّبِعُونى يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَ يَغْفِرْلَكُمْ ذُنُوبَكُمْ)(٢٣)
بـگـو: اگـر خـدا را دوسـت مـى داريـد، از مـن پـيـروى كـنـيـد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.
محبّت در شكلهاى گوناگونى از زندگى انسان بروز مى كند كه محبت به خدا يكى از آنهاست . از جـمـله نـمـونـه هـاى آن ، مـحـبـّت پـدرى اسـت كـه مـعـمـولاً در شـكـل اهـتـمـام پـدر نـسـبت به فرزندان ، سرپرستى ، نصيحت و راهنمايى آنها به كارهاى خير بـروز مـى كند. چنان كه قرآن كريم از زبان لقمان و نصايح پدرانه اش به فرزند، نمونه اى از يك پدر حكيم كه براساس به كارگيرى روش محبّت ، فرزندان را نصيحت و راهنمايى مى كند، ارائه مى دهد.(٢٤)
آثار روانى محبّت
از نظر روان شناسى براى محبّت آثار بسيار فراوانى ذكر كرده اند كه در اينجا به پاره اى از آنها اشاره مى شود.
الف ـ جـلوگـيـرى از شكل گيرى عقده هاى خطرناك روانى : حضرت امام خمينى (ره ) در اين باره مى فرمايد:
(بـچـه هـايـى كه از دامن مادران جدا شده اند و در پرورشگاهها رفته اند، اينها چون پيش اجنبى هستند و محبت مادر را نديده اند عقده پيدا مى كنند و اين عقده ها منشاء همه مفاسد يا اكثر مفاسدى است كـه در بـشـر حـاصـل مى شود. اين جنگهايى كه پيدا مى شود از عقده هايى است كه در قلوب اين خونخوارها هست ...)(٢٥)
ب ـ ايـجـاد حـالت ارادت و شـيـفـتـگـى در فـرد: مـسـاءله ارادت بـه يـك شخص معيّن بالاترين و بـزرگـتـريـن عـامـل در تـغـيـيـر دادن انـسـان اسـت . ارادت از مـقـوله مـحـبـت بـوده و شـيـفـتـگـى حـاصـل آن اسـت . اگـر انـسـان فـردى را ايـده آل و انـسـان كـامـل تـلقـّى كـنـد و بـعـد شـيـفـتـه اخـلاق و روحيات او گردد، به صورت فوق العاده اى تحت تاءثير او قرار گرفته صفات و خلقيّات او را كسب مى كند.(٢٦)