تعليم و تربيت در اسلام
(١)
٢ ص
(٢)
٨ ص
(٣)
٢٥ ص
(٤)
٢٨ ص
(٥)
٣١ ص
(٦)
٤١ ص
(٧)
٤٤ ص
(٨)
٥٣ ص
(٩)
١١ ص
(١٠)
١١ ص
(١١)
١٣ ص
(١٢)
١٣ ص
(١٣)
١٤ ص
(١٤)
١٤ ص
(١٥)
١٤ ص
(١٦)
١٤ ص
(١٧)
١٥ ص
(١٨)
١٥ ص
(١٩)
١٥ ص
(٢٠)
١٥ ص
(٢١)
١٦ ص
(٢٢)
١٦ ص
(٢٣)
١٦ ص
(٢٤)
١٧ ص
(٢٥)
١٧ ص
(٢٦)
١٩ ص
(٢٧)
٢١ ص
(٢٨)
٢٢ ص
(٢٩)
٢٤ ص
(٣٠)
٢٥ ص
(٣١)
٢٥ ص
(٣٢)
٢٥ ص
(٣٣)
٢٨ ص
(٣٤)
٢٨ ص
(٣٥)
٢٩ ص
(٣٦)
٢٩ ص
(٣٧)
٣١ ص
(٣٨)
٣١ ص
(٣٩)
٣١ ص
(٤٠)
٣٣ ص
(٤١)
٣٤ ص
(٤٢)
٤١ ص
(٤٣)
٤١ ص
(٤٤)
٤٢ ص
(٤٥)
٤٣ ص
(٤٦)
٤٦ ص
(٤٧)
٤٦ ص
(٤٨)
٣ ص
(٤٩)
٣ ص
(٥٠)
٤ ص
(٥١)
٥ ص
(٥٢)
٥ ص
(٥٣)
٧ ص
(٥٤)
٨ ص
(٥٥)
٩ ص
(٥٦)
١٠ ص
(٥٧)
١١ ص
(٥٨)
١١ ص
(٥٩)
١١ ص
(٦٠)
١٤ ص
(٦١)
١٤ ص
(٦٢)
١٤ ص
(٦٣)
١٦ ص
(٦٤)
١٧ ص
(٦٥)
١٨ ص
(٦٦)
١٨ ص
(٦٧)
١٨ ص
(٦٨)
١٨ ص
(٦٩)
١٨ ص
(٧٠)
١٨ ص
(٧١)
١٩ ص
(٧٢)
١٩ ص
(٧٣)
١٩ ص
(٧٤)
١٩ ص
(٧٥)
١٩ ص
(٧٦)
٢٠ ص
(٧٧)
٢٠ ص
(٧٨)
٢٠ ص
(٧٩)
٢٠ ص
(٨٠)
٢١ ص
(٨١)
٢٢ ص
(٨٢)
٢٤ ص
(٨٣)
٢٤ ص
(٨٤)
٢٥ ص
(٨٥)
٢٥ ص
(٨٦)
٢٥ ص
(٨٧)
٢٦ ص
(٨٨)
٢٦ ص
(٨٩)
٢٦ ص
(٩٠)
٢٦ ص
(٩١)
٢٦ ص
(٩٢)
٢٧ ص
(٩٣)
٢٧ ص
(٩٤)
٢٨ ص
(٩٥)
٢٨ ص
(٩٦)
٣١ ص
(٩٧)
٣١ ص
(٩٨)
٣١ ص
(٩٩)
٣٢ ص
(١٠٠)
٣٣ ص
(١٠١)
٣٣ ص
(١٠٢)
٣٣ ص
(١٠٣)
٣٤ ص
(١٠٤)
٣٤ ص
(١٠٥)
٣٤ ص
(١٠٦)
٣٥ ص
(١٠٧)
٣٥ ص
(١٠٨)
٣٥ ص
(١٠٩)
٣٥ ص
(١١٠)
٣٦ ص
(١١١)
٣٦ ص
(١١٢)
٣٨ ص
(١١٣)
٣٩ ص
(١١٤)
٤١ ص
(١١٥)
٤١ ص
(١١٦)
٤١ ص
(١١٧)
٤١ ص
(١١٨)
٤١ ص
(١١٩)
٤٢ ص
(١٢٠)
٤٢ ص
(١٢١)
٤٢ ص
(١٢٢)
٤٢ ص
(١٢٣)
٤٣ ص
(١٢٤)
٤٣ ص
(١٢٥)
٤٣ ص
(١٢٦)
٤٤ ص
(١٢٧)
٤٥ ص
(١٢٨)
٤٥ ص
(١٢٩)
٤٥ ص
(١٣٠)
٤٦ ص
(١٣١)
٤٦ ص
(١٣٢)
٤٦ ص
(١٣٣)
٤٦ ص
(١٣٤)
٤٦ ص
(١٣٥)
٤٦ ص
(١٣٦)
٤٦ ص
(١٣٧)
٤٨ ص
(١٣٨)
٤٨ ص
(١٣٩)
٤٨ ص
(١٤٠)
٤٨ ص
(١٤١)
٤٨ ص
(١٤٢)
٤٨ ص
(١٤٣)
٤٨ ص
(١٤٤)
٤٨ ص
(١٤٥)
٤٨ ص
(١٤٦)
٤٨ ص
(١٤٧)
٤٨ ص
(١٤٨)
٤٩ ص
(١٤٩)
٥٠ ص
(١٥٠)
٥٢ ص
(١٥١)
٥٢ ص
(١٥٢)
٥٣ ص
(١٥٣)
٢٦ ص
(١٥٤)
٢٦ ص
(١٥٥)
٢٦ ص
(١٥٦)
٣٣ ص
(١٥٧)
٣٣ ص
(١٥٨)
٣٣ ص
(١٥٩)
٣٣ ص
(١٦٠)
٣٤ ص
(١٦١)
٣٤ ص
(١٦٢)
٣٤ ص
(١٦٣)
٣٥ ص
(١٦٤)
٥١ ص
(١٦٥)
٥١ ص
(١٦٦)
٥١ ص
(١٦٧)
٥١ ص
(١٦٨)
٥١ ص
(١٦٩)
٥١ ص
(١٧٠)
٥١ ص
(١٧١)
٥١ ص

تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ٥٠

از سوى ديگر، شاگرد وظيفه دارد در نظافت كلاس كوشا باشد، اگر اتاق درس و اثاثيه آن بـايـد تـوسـّط شـاگـردان ، تـمـيـز و مـرتـّب شـود، هـر كـس بـه وظـيـفـه خـود عـمـل كند، در صورتى كه نياز به كمك مالى است ، در حد توان ، شركت جويد، هنگام نشستن نيز بـايـد جـاى مـنـاسـبـى انـتـخـاب كـنـد، بـه گـونـه اى بـنـشـيـنـد كـه حـقـوق ديـگـران پـايـمـال نـگـردد، دقـيـق و شـاداب به درس ‌ گوش دهد، با سخنان خارج از درس يا پرسشهاى نـامـربوط، وقت كلاس را نگيرد، هنگام سخن گفتن ، آرام و ملايم باشد صداى خود را چندان بلند نكند كه گوشها را بيازارد. رسول خدا(ص ) فرمود:

(اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الصَّوْتَ الْخَفيضَ وَ يُبْغِضُ الصَّوْتَ الرَّفيعَ)(٢٧٥)

خداوند صداى خفيف را دوست دارد و صداى بلند را خوش ندارد.

هـمـچنين بدون اجازه استاد سخن نگويد و كتاب نخواند و پس از كسب اجازه ، سخن يا قرائت را با نام خدا و ثناى او آغاز كند و بر پيامبران و امامان درود فرستد و براى دانشمندان گذشته و معلّم خويش از خدا طلب مغفرت كند.

ه‌ ـ وظايف متعلّم نسبت به همدرسان

١ ـ مراعات حقوق آنان

مـتـعـلّم بـايـد نـسـبـت بـه همگنان خود انصاف به خرج دهد و حقوق آنان را محترم شمارد، او بايد هـمـواره خـود را جـاى دوستانش فرض كند و آنچه براى خويش مى پسندد يا خوش ‌ ندارد، براى آنـان نـيـز بپسندد يا مكروه دارد به عنوان مثال ، نوبت ورود و خروج ، پرسش و پاسخ و نشستن آنـها را مراعات كند. حتى به منظور انتخاب جا و مكان نشستن ، ميان دو برادر يا دو دوست ماءنوس فـاصـله نـيـنـدازد، چـون پـيـامـبـر(ص ) از نـشـسـتـن مـيـان دو نـفـر مـاءنـوس ‌ نـهـى فـرموده است .(٢٧٦)

آرامـش و آسـايـش ، از حـقـوق ضـرورى هـمه متعلّمان است و هيچ يك از آنان حق ندارد به گونه اى رفـتـار كـنـد كـه چـنـيـن حـقـى را از ديـگـران سـلب نـمـايـد. پـس اگـر مـتـعـلمـى مـشغول نوشتن درس يا گفتگو با استاد است ، كسى نبايد مزاحم نوشتن او شود يا ميان صحبت او سخن بگويد يا هنگام پاسخ دادن ، حواس او را پرت كند و... .

٢ ـ احترام متقابل

مـتـعـلّمـان بـايـد نـسـبـت بـه يـكـديـگـر كـمـال احـتـرام را قـايـل بـاشـنـد، هـنـگـام ورود، سـلام و احـوال پـرسـى نـمـايـنـد، بـا روى گـشـاده بـا هـم رو بـه رو شـونـد، هـمـديـگـر را بـا اسـم فـامـيـل و القـاب نيكو صدا بزنند و... (بايد رفتار شاگرد نسبت به رفقا و حاضران جلسه درس ، تـواءم بـا ادب و نـزاكـت بـاشـد، زيـرا در حقيقت ، اظهار ادب نسبت به آنها به منزله ادب نـگـهـداشـتـن نـسبت به استاد و احترام و ارج نهادن به جلسه اوست . بنابراين شاگرد، از نظر اخلاقى موظّف است بزرگسالان ، همگنان و دوستانش را در مجلس درس استاد ارج نهد و حق آنان را از لحاظ احترام ادا نمايد.)(٢٧٧)

٣ ـ همكارى و غمخوارى

مـتـعـلم بـايد در كارهاى گروهى كلاس ، همكارى فعال و صميمى داشته باشد و ياران خويش را در كـارهـاى پـسنديده جمعى ، مدد رساند. از باب مثال ؛ اگر همه شاگردان در يك سفر علمى يا اردوى تفريحى شركت كردند، يا مراسمى در محيط آموزشى بر پا نمودند، هر كس بايد در حدّ تـوان ، در فـراهـم ساختن امكانات لازم سهيم شود و تا آخر برنامه ، از هرگونه همكارى دريغ نـورزد، هـمـيـنـطـور اگـر شـاگـردان تـصـمـيـم گـرفـتـنـد يـك كـار عـلمـى و فـرهـنـگـى ـ مثل تهيه روزنامه ديوارى ، مقاله و مانند آن ـ انجام دهند، متعلّم نبايد خود را تافته جدابافته اى از ياران خويش به حساب آورد و به اصطلاح ، تكروى كند.

از سـوى ديگر هر متعلمى بايد غمخوار و پشتيبان دوستان همدرس خويش باشد؛ اگر درس يكى از آنها ضعيف است ، يا از نظر روحى و جسمى كسالت دارد، يا در زندگى نيازمند كمك است ، به او كمك كند، اگر بيمار شد، به عيادتش برود و در غم و شادى او شريك باشد.