تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ٣٥
پـيـامـبـر اسـلام (ص ) به دانشمندان تنگ نظرى كه دانش خويش را از مردم دريغ مى ورزند. چنين هشدار مى دهد:
(اَيُّمـا رَجـُلٍ اتاهُ اللّهُ عِلْماً فَكَتَمَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُهُ لَقِىَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ مُلْجَماً بِلِجامٍ مِنْ نارٍ)(١٩٦)
هـر مـردى كـه خدا دانشى عطايش كند و او آن دانش را ـ در حالى كه به ياد دارد ـ پنهان كند، چنين كسى ، روز قيامت ، در حالى كه لجام آتش بر دهان دارد ـ خدا را ملاقات مى كند.
بدون ترديد، معلّم بايد در چنين موقعيتى ، ظرفيت ذهنى ، رازدارى و حالات روحى دانش آموزان را در نظر بگيرد و به تناسب آن ، تعليمشان دهد چرا كه خسران تعليم نابجا نيز كمتر از زيان كتمان آن نيست . سخن زيباى امام كاظم (ع )، راهگشاى اين فراز است :
(لا تَمْنَحُوا الْجُهّالَ الْحِكْمَةَ فَتَظْلِمُوها وَ لا تَمْنَعُوها اَهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ)(١٩٧)
حكمت (علم و دانش ) را به جاهلان نياموزيد. كه (اگر بياموزيد) به حكمت ستم كرده ايد و آن را از اهلش دريغ نداريد كه (در اين صورت ) به آنها ستم كرده ايد!
٣ ـ تهذيب عملى
مـعـلم ، مـوظـف اسـت ضـمـن انتقال علم و آگاهى به شاگردان ، آنان را با راه و رسم خودسازى و پـالايـش فـكـر و قـلب آشـنـا سـازد، چـنـيـن وظـيـفـه اى بـيـشـتـر بـا عمل ، انجام مى گيرد تا گفتار، زيرا رفتار و گفتار معلم ، خواه ناخواه الگوى متعلمان قرار مى گيرد و الگو بايد زيبا و پسنديده باشد.
نـقـل شـده كـه حـضرت عيسى (ع ) روزى به ياران خود فرمود: من از شما درخواستى دارم ، آن را اجابت كنيد. گفتند: خواسته شما برآورده است . آن حضرت برخاست و پاهاى آنها را شستشو داد، آنـهـا از چـنين كارى شگفت زده شده گفتند: اى روح اللّه ! ما به اين كار شايسته تريم ! فرمود: سـزاوارترين مردم به خدمت كردن ، عالم است ؛ من اين گونه فروتنى كردم تا شما نيز پس از من ، ميان مردم فروتن باشيد.(١٩٨)
عـمـلكـرد هـمـه پـيامبران و اولياى الهى ـ كه معلّمان و مربيان واقعى بودند ـ چنين بوده است كه اخـلاص و صـفـا را در مـكـتـب و اجـتـمـاع در رويـارويـى بـا مـتـعـلّم ، بـدو انـتقال مى دادند و همواره فراگيران آنها، از چهره ، حركات اعضا و جوارح ، گفتار و رفتار و از تمام وجود آنها درس ادب و عرفان مى آموختند و هنگامى كه در محضرشان ، شرفياب بودند، همه چيز، جز خدا را از ياد مى بردند و غرق معنويات مى گشتند.
٤ ـ لطف و محبت
عنصر مهربانى در امر آموزش و پرورش بسيار مؤ ثر است ؛
درس معلّم ار بود زمزمه محبتى