تعليم و تربيت در اسلام - الهامى نيا، على اصغر؛ احمدى، محمد رضا - الصفحة ١٧
(حُبُّ الدُّنْيا رَاءْسُ الْفِتَنِ وَ اَصْلُ الِْمحَنِ)(٩٣)
دنيا دوستى ، اصل فتنه ها و ريشه محنتهاست .
به همين دليل ، انسانهاى وارسته و پيروان حقيقى حق ، آنچنانند كه قرآن كريم در وصف آنان مى فرمايد:
﴿لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ...﴾(٩٤)
هيچ تجارت و خريد و فروشى از ياد خدا بازشان ندارد.
نقش سازنده كار در تربيت انسان
كـار، عـلاوه بـر آنـكه ازجمله ضروريات زندگى است و بدون آن ، تقريباً تمام جنبه هاى حيات آدمـى بـه تـعـطـيلى كشيده مى شود، به لحاظ تربيتى و سازندگى افراد نيز امرى ضرورى است .
كـار، در سازندگى ابعاد جسمانى و درونى انسان داراى آثار سازنده زيادى است كه برخى از آنها را به اين ترتيب مى توان بيان كرد:
الف ـ در بـُعـد قـواى جـسـمـانـى : كـار بـهـتـريـن ورزش و عـامـل تـقـويـت قـواى جـسـمـانـى اسـت و ايـن مـطـلب ، نـيـاز بـه تـوضـيـح و استدلال ندارد.
ب ـ در بُعد قواى درونى و معنوى :
١ ـ كـنـتـرل قـوه خـيـال : كـار، بـهـتـريـن وسـيـله بـراى كنترل خيال و به كارگيرى آن است تا جلو انحرافات و افكار خطرناك گرفته شود؛ زيرا رها گـذاشـتـن قـوه خـيـال ، فـسـاد اخـلاق و پـيـدايـش افـكـار فـسـاد انـگـيـز را بـه دنبال خواهد داشت .
٢ ـ شـكـوفـايـى اسـتـعـدادهـاى بـالقـوّه : كـار در عـيـن ايـنـكـه مـعـلول قـواى مـخـتـلف جـسـمـانـى و درونـى انـسـان است ـ به عنوان تمرين و ممارست ـ سازنده و پرورش دهنده آنها نيز مى باشد.
٣ ـ جـلوگـيـرى از بروز فقر: فقر، يكى از پديده هاى شوم و ويرانگر اجتماعى است كه زمينه انـحـطـاط اخـلاقـى و فـرهـنـگـى و عقب ماندگى در تمام ابعاد زندگى را فراهم مى سازد و به دنـبـال آن ، رفـتـارهـاى نـابـهـنجار اجتماعى از قبيل دزدى ، خيانت ، طمع و... گسترش يافته در مقابل ، بسيارى از ارزشهاى الهى به فراموشى سپرده خواهد شد.
در واقـع ، فـقـر هـمـانـنـد آتـش سـوزان و سـركـشـى اسـت كـه خـرمـن فـضايل فرد و جامعه را به كام خود مى كشد و نابود مى سازد. از اين رو، در روايات اسلامى ، از آن بـه (مـرگ بـزرگ )(٩٥) و (زمينه ساز كفر و بى دينى )(٩٦) تعبير شده است !! و تنها با كار و تلاش است كه مى توان از بروز فقر جلوگيرى كرد.
١٠ ـ تكرار
بـراسـاس تحقيقات علمى به عمل آمده ، براى آنكه امر آموختن سريعتر و آسانتر صورت گيرد، بـايـد از اصـول عـلمـى خـاصـى پـيـروى كـرد؛ از جـمـله ايـن اصـول ، اصـل تـكـرار را بـرشـمـرده انـد. بـراسـاس ايـن اصـل ، (فـراگـيـر) بـايـد در تـمـام مـراحـل تـعـليـم و تـربـيـت شـركـت فـعـال داشـتـه و آمـوخـتـه هـاى خـود را تـكرار كند، تا اشتباهات را برطرف و مطالب صحيح را جايگزين سازد.
در قـرآن كـريـم بـراى جـاانـداخـتـن بـرخـى از حـقـايـق مـربـوطـبـه عـقـيـده و مـسـائل غـيـبـى دراذهـان مـردم ، تـكـرار صـورت گـرفـتـه اسـت ، بـه عـنـوان نـمـونـه در سـوره نـمـل ، عـبـارت (ءَاِلهٌ مـَعَ اللّهِ) بـراى تـثـبيت عقيده توحيد در اذهان ، پنج بار تكرار شده است . هـمـچـنـيـن در سـوره مرسلات عبارت (وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ) ده بار تكرار شده است كه توجه مردم را به نعمتها و بلاهايى كه خداوند بر آنها فرو فرستاده ، جلب كند، تا با يادآورى آنها از تكذيب پيامبران و استمرار در كفر، بپرهيزند.(٩٧)
همين طور آيه ﴿فَبِاَىِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ﴾ ٣١ بار در سوره الرّحمن تكرار شده است .
از ايـن مـوارد و مـشـابـه آن در قـرآن كـريـم مـى تـوانـيـم اسـتـفـاده كـنـيـم كـه اصـل تكرار همانطوركه در مورد تثبيت انديشه ها و عقايد مؤ ثر است ، در مورد تعليم و تربيت نيز نقش مهمى ايفا مى كند.
تكرار و ايجاد ملكات اخلاقى
از نـظـر عـلمـاى قـديم وظيفه تربيت ، ايجاد فضايل به صورت (ملكه ) در وجود انسان است ؛ يـعـنـى تـكـويـن شـخـصـيـت مـورد نـظـر بـراى فـرد بـا تـكـويـن فضايل اخلاقى در وجود او.
صـفـات اخـلاقـى تـا زمـانـى كـه بـه صـورت خـوى و مـلكـه درنـيـامـده بـاشـد، يـعـنـى بـه شـكـل طـبـيـعـت ثـانـوى انـسـان بـدل نـشـده ، (حـال ) اسـت نـه فـضـيـلت . حـال ، امـرى اسـت زايـل شـدنـى امـّا زوال مـلكـه و طـبـيـعـت ثـانـوى مشكل است .(٩٨)