تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - تفسير دونهمتان و مؤمنان راستين
اعمال نيك مؤمنان راستين در اينجا مقايسه شده است، و با اين مقايسه انحراف و بيچارگى آنان روشنتر مىشود.
در آيه نخست مىگويد:" هنگامى كه سورهاى در باره جهاد نازل مىشود و از مردم دعوت مىكند كه به خدا ايمان بياورند (يعنى بر ايمان خود ثابت قدم بمانند و آن را تقويت نمايند) و همراه پيامبر خدا ص در راه او جهاد كنند، در اين هنگام منافقان قدرتمند كه توانايى كافى از نظر جسمى و مالى براى شركت در ميدان جنگ دارند از تو اجازه مىخواهند كه در ميدان جهاد شركت نكنند و مىگويند بگذار ما با قاعدين (آنها كه از جهاد معذورند) باشيم" (وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا نَكُنْ مَعَ الْقاعِدِينَ).
" طول" (بر وزن قول) به معنى امكانات و توانايى مالى آمده است، بنا بر اين" أُولُوا الطَّوْلِ" به معنى كسانى است كه داراى قدرت مادى كافى براى حضور در ميدان جنگ هستند، و با اين حال مايل بودهاند در صف افراد ناتوان يعنى آنها كه از نظر جسمى يا مالى توانايى جهاد نداشتهاند، بمانند.
اصل اين كلمه از" طول" (بر وزن پول) كه ضد" عرض" است گرفته شده و تناسب اين دو معنى با يكديگر روشن است، زيرا توانايى مالى و جسمى يك نوع كشش و ادامه و طول قدرت را مىرساند.