تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - ٣- نخستين مسلمان چه كسى بود؟
دشمن نداشت (اين سخن را فخر رازى در تفسيرش ذيل آيه فوق آورده است).
و اين براستى عجيب است و در واقع ايرادى است بر شخص پيامبر ص زيرا مىدانيم هنگامى كه در يوم الدار پيامبر ص اسلام را به عشيره و طايفه خود عرضه داشت هيچكس آن را نپذيرفت جز على ع كه برخاست و اعلام اسلام نمود، پيامبر ص اسلامش را پذيرفت، و حتى اعلام كرد كه تو برادر و وصى و خليفه منى!. و اين حديث را كه گروهى از حافظان حديث از شيعه و سنى در كتب صحاح و مسانيد، و همچنين گروهى از مورخان اسلام نقل كرده و بر آن تكيه نمودهاند نشان مىدهد كه نه تنها پيامبر ص اسلام على ع را در آن سن و سال كم، پذيرفت بلكه او را به عنوان برادر و وصى و جانشين خود معرفى نمود [١] و گاهى به اين تعبير كه خديجه نخستين مسلمان از زنان و ابو بكر نخستين مسلمان از مردان و على ع نخستين مسلمان از كودكان بود، خواستهاند از اهميت آن بكاهند (اين تعبير را مفسر معروف و متعصب، نويسنده المنار ذيل آيه مورد بحث ذكر كرده است).
در حالى كه اولا همانگونه كه گفتيم كمى سن على ع در آن روز به هيچوجه از اهميت موضوع نمىكاهد، بخصوص اينكه قرآن در باره حضرت يحيى صريحا مىگويد: وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا [٢]:" ما فرمان را به او در حال كودكى داديم".
[١] اين حديث به عبارات مختلف نقل شده و آنچه در بالا آورديم عبارتى است كه ابو جعفر اسكافى در كتاب" نهج العثمانيه"، و" برهان الدين در انباء نجباء الانباء" و ابن اثير در" كامل" و بعضى ديگر نقل كردهاند (براى توضيح بيشتر به جلد دوم الغدير عربى صفحه ٢٧٨ تا ٢٨٦ مراجعه كنيد).
[٢] سوره مريم آيه ١٢.