تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - تفسير پيشگامان اسلام
نخست آنها كه پيشگامان در اسلام و هجرت بودهاند (وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ).
دوم آنها كه پيشگام در نصرت و يارى پيامبر ص و ياران مهاجرش بودند (و الانصار).
سوم آنها كه بعد از اين دو گروه آمدند و از برنامههاى آنها پيروى كردند، و با انجام اعمال نيك، و قبول اسلام، و هجرت، و نصرت آئين پيامبر ص به آنها پيوستند (وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ) [١] از آنچه گفتيم روشن شد كه منظور از" باحسان" در واقع بيان اعمال و معتقداتى است كه در آنها از پيشگامان اسلام پيروى مىكنند، و به تعبير ديگر" احسان" بيان وصف برنامههايى است كه از آن متابعت مىشود.
ولى اين احتمال نيز در معنى آيه داده شده است كه" احسان" بيان وصف چگونگى متابعت و پيروى باشد يعنى آنها بطور شايسته پيروى مىكنند (در صورت اول" با" بمعنى" فى" و در صورت دوم بمعنى" مع" است).
ولى ظاهر آيه مطابق تفسير اول است.
پس از ذكر اين گروه سهگانه ميفرمايد:" هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خدا راضى شدهاند" (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ).
رضايت خدا از آنها به خاطر ايمان و اعمال صالحى است كه انجام دادهاند، و خشنودى آنان از خدا به خاطر پاداشهاى گوناگون و فوق العاده و پر اهميت است كه به آنان ارزانى داشته.
[١] بسيارى از مفسران كلمه" من" را در جمله بالا (وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ)" من تبعيضيه" دانستهاند و ظاهر آيه نيز همين است، زيرا در آيه سخن از پيشگامان مهاجران و انصار است نه همه آنها. و در واقع بقيه در مفهوم جمله بعد يعنى تابعان وارد مىشوند.