تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - مشركان تقاضا كردند قرآن را عوض كند!
بنا بر اين چگونه چنين گناه بزرگى را ممكن است من مرتكب بشوم.
" همچنين كار كسى كه آيات الهى را تكذيب مىكند، نيز بزرگترين ظلم و ستم است" (أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ).
اگر شما از عظمت گناه تكذيب و انكار آيات حق بيخبريد من بى خبر نيستم، و به هر حال اين كار شما جرم بزرگى است، و" مجرمان هرگز رستگار نخواهند شد" (إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ).
[مشركان تقاضا كردند قرآن را عوض كند!]
١- مشركان از پيامبر ص مىخواستند كه يا قرآن را تعويض به كتاب ديگر كند و يا آن را تغيير دهد. فرق ميان اين دو روشن است، در تقاضاى اول هدفشان اين بود كه اين كتاب به كلى برچيده شود و به جاى آن كتاب ديگرى از سوى پيامبر ص قرار گيرد، اما در تقاضاى دوم مىخواستند حد اقل آياتى كه مخالف بتهاى آنها بود اصلاح گردد، تا هيچگونه احساس ناراحتى از اين ناحيه نكنند!.
و مىبينيم كه قرآن با چه لحن قاطعى به آنها پاسخ مىگويد: كه نه" تبديل" در اختيار پيامبر است، نه" تغيير" و نه حتى دير و زود شدن وحى.
و براستى چه افكار پست و خامى داشتند، پيامبرى را مىپرستيدند كه پيرو خرافات و هوسهاى آنها باشد، نه پيشوا و رهبر و مربى و راهنما!.
٢- قابل توجه اينكه پيامبر ص در پاسخ دو تقاضاى آنها، تنها به عدم توانايى بر انجام خواسته دوم قناعت مىكند و مىفرمايد: من نمىتوانم از پيش خود آن را تغيير دهم، و با اين بيان، خواسته اول نيز به طريق اولى نفى شده است، زيرا هنگامى كه تغيير بعضى از آيات از صلاحيت پيامبر ص بيرون باشد، آيا تعويض مجموع اين كتاب آسمانى ممكن است در اختيار او قرار گيرد، اين يك