تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - ترجمه
كه واجب الاطاعة باشد وجود نداشت، و در عين حال آيه به طور مسلم شامل مؤمنان زمان او مىشود، بنا بر اين مىفهميم منظور جمع در يك زمان نيست بلكه جمع در مجموعه زمانهاست.
[سوره التوبة (٩): آيات ١٢٠ تا ١٢١]
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (١٢٠) وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (١٢١)
ترجمه:
١٢٠- سزاوار نيست كه اهل مدينه و باديهنشينانى كه اطراف آنها هستند از رسول خدا تخلف جويند، و براى حفظ جان خويش از جان او چشم بپوشند، اين به خاطر آن است كه هيچ تشنگى به آنها نمىرسد، و نه خستگى، و نه گرسنگى در راه خدا، و هيچ گامى كه موجب خشم كافران شود برنمىدارند، و ضربهاى از دشمن نمىخورند، مگر اينكه به واسطه آن عمل صالحى براى آنها نوشته مىشود، زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند.
١٢١- و هيچ مال كوچك يا بزرگى را (در اين راه) انفاق نمىكنند و هيچ سرزمينى را (به سوى ميدان جهاد و يا در بازگشت) نمىپيمايند، مگر اينكه براى آنها نوشته مىشود تا خداوند آن را به عنوان بهترين اعمالشان پاداش دهد.