تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤ - ٢- چرا از جنگ تبوك به" ساعة العسرة" تعبير شده است؟!
گاه ده نفر مجبور مىشدند به نوبت از يك مركب استفاده كنند، بعضى از پيادهها حتى كفش بپانداشتند، و مجبور بودند با پاى برهنه از ريگهاى سوزان بيابان بگذرند، از نظر غذا و آب به قدرى در مضيقه بودند كه گاهى يك دانه خرما را چند نفر به نوبت، در دهان گرفته و مىمكيدند تا موقعى كه تنها هسته آن باقى مىماند، و يك جرعه آب را چند نفر مىنوشيدند.
ولى با تمام اين اوصاف مسلمانان غالبا روحيه قوى و محكم داشتند و على رغم تمام اين مشكلات به سوى دشمن همراه پيامبر ص حركت كردند و با اين استقامت و پايمردى عجيب درس بزرگى براى همه مسلمين جهان در تمام قرون و اعصار به يادگار گذاشتند، درسى كه براى همه نسلها كافى بود، و وسيله پيروزى و غلبه بر دشمنان بزرگ و مجهز و خطرناك.
شك نيست در ميان مسلمانان افرادى بودند كه روحيه ضعيفترى داشتند، و همانها بودند كه فكر بازگشت را در سر مىپروراندند كه قرآن از آن تعبير به" مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ" كرده است (زيرا" يزيغ" از ماده" زيغ" به معنى تمايل و انحراف از حق به سوى باطل است).
ولى همانگونه كه ديديم روحيه عالى اكثريت، و لطف پروردگار آنها را نيز از اين فكر منصرف ساخت، و به جمع مجاهدان راه حق پيوستند.
اين تعبير يا به خاطر آن است كه مسلمانان هنگامى كه اينگونه اشخاص سستى مىكردند آنها را پشت سر گذارده، و بى اعتنا به وضعشان به سوى ميدان جهاد پيش مىرفتند، و يا به خاطر آنست كه هنگامى كه براى عذرخواهى نزد پيامبر ص آمدند، عذر آنها را نپذيرفت و قبول توبه آنها را به عقب انداخت.