تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - درس بزرگ
نه يك قضاوت عجولانه بود و نه زائيده يك هيجان و عصبانيت.
درس بزرگ
١- داستان مسجد ضرار درسى است براى عموم مسلمانان در سراسر تاريخ زندگيشان، گفتار خداوند و عمل پيامبر ص به روشنى نشان مىدهد كه مسلمانان هرگز نبايد آن چنان ظاهر بين باشند كه تنها به قيافههاى حق بجانب نگاه كنند و از اهداف اصلى بىخبر و بر كنار مانند.
مسلمان كسى است كه نفاق و منافق را در هر زمان، در هر مكان، و در هر لباس و چهره بشناسد حتى اگر در چهره دين و مذهب، و در لباس طرفدارى از قرآن و مسجد بوده باشد! استفاده از" مذهب بر ضد مذهب" چيز تازهاى نيست، همواره راه و رسم استعمارگران، و دستگاههاى جبار، و منافقان، در هر اجتماعى اين بوده كه اگر مردم گرايش خاصى به مطلبى دارند از همان گرايش براى اغفال، و سپس استعمار آنها استفاده كنند، و حتى از نيروى مذهب بر ضد مذهب كمك بگيرند.
اصولا فلسفه ساختن پيامبران قلابى و مذاهب باطل همين بوده كه از اين راه گرايشهاى مذهبى مردم را در مسير دلخواهشان بيندازند.
تفسير نمونه ؛ ج٨ ؛ ص١٤٣
يهى است در محيطى مانند" مدينه" آنهم در عصر پيامبر ص با آن نفوذ فوق العاده اسلام و قرآن، مبارزه آشكار بر ضد اسلام ممكن نبود، بلكه بايد لا مذهبى را در لفافه مذهب، و باطل را در لباس حق به پيچند و عرضه كنند، تا مردم ساده دل جذب شوند، و نيات سوء آنها لباس عمل به خود بپوشد.
ولى مسلمان راستين كسى نيست كه آن چنان سطحى باشد كه فريب اينگونه ظواهر را بخورد، بايد با دقت در عوامل و دستهايى كه براى اينگونه برنامهها