تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - شان نزول
بگذارد، ولى در بعضى از كتب ديگر مىخوانيم كه او با هرقل تماس گرفت و به وعدههاى او دلگرم شد!.
به هر حال او پيش از آنكه بميرد نامهاى براى منافقان مدينه نوشت و به آنها نويد داد كه با لشكرى از روم به كمكشان خواهد آمد، مخصوصا توصيه و تاكيد كرد كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا كانون فعاليتهاى آينده او باشد.
ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در مدينه بنام دشمنان اسلام عملا امكانپذير نبود منافقان بهتر اين ديدند كه در زير نقاب مسجد، و به عنوان كمك به بيماران و معذوران، اين برنامه را عملى سازند.
سر انجام مسجد ساخته شد و حتى مىگويند جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان بنام" مجمع بن حارثه" (يا مجمع بن جاريه) به امامت مسجد برگزيدند.
ولى وحى الهى پرده از روى كار آنها برداشت و شايد اينكه پيامبر ص قبل از رفتن به تبوك دستور نداد شدت عمل در مقابل آنها به خرج دهند براى اين بوده كه هم وضع كار آنها روشنتر شود، و هم در سفر تبوك ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه نداشته باشد.
هر چه بود پيامبر ص نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد، بلكه همانگونه كه گفتيم بعضى از مسلمانان (مالك بن دخشم، و معنى بن عدى، و عامر بن سكر، يا عاصم بن عدى) را ماموريت داد كه مسجد را بسوزانند و ويران كنند، آنها چنين كردند نخست به وسيله آتش سقف مسجد را سوزاندند و بعد ديوارها را ويران ساختند و سر انجام محل آن را مركزى براى ريختن زبالهها قرار دادند [١]
[١] مجمع البيان، و تفسير ابو الفتوح رازى، و تفسير المنار، و تفسير الميزان، و تفسير نور الثقلين و كتب ديگر.