ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥ - دو وجه در مراد كفار از در خواست نزول ملائكه
و در اين معنا آيات بسيار ديگرى است كه به زودى در سوره اسراء بحث مستوفا و جامعى در پيرامون آن خواهيم نمود- ان شاء اللَّه تعالى- و نيز از جمله آياتى كه متضمن وعده به تاخير عذاب در اين امت است، آيه(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ)[١] مىباشد، پس چيزى كه از آيه مورد بحث استفاده مىشود اين است كه كفار درخواست نزول فرشته كردند، و ما اجابتشان نمىكنيم زيرا اگر اجابت مىكرديم، و ملائكه را بر آنان نازل مىنموديم ناچار مىبايد هلاكشان مىكرديم و ديگر مهلتشان نمىداديم، و حال آنكه مىخواستيم تا مدتى بمانند، و هر چه مىخواهند در آيات ما جدل و لجاج كنند، تا آنكه روز موعود خود را ديدار نمايند و به زودى آنچه را كه آرزو مىكردند خواهند ديد، و خداوند بين آنان حكم خواهد نمود.
اين بود خلاصه معنايى كه با در نظر گرفتن بيان ما، از آيه استفاده مىشود.
و نيز ممكن هست آن را بطور ديگرى معنا كنيم، و آن اين است كه بگوييم منظور كفار از نزول ملائكه تنها ديدن معجزهاى بوده، نه نزول عذاب، و مراد از جواب هم اين است كه اگر ملائكه بر آنان نازل شوند و ايشان اين معجزه را ببينند باز هم به خاطر عناد و استكبارى كه دارند ايمان نمىآورند، آن وقت خداوند با آنان به عدل خود رفتار مىكند و ديگر مهلت داده نمىشوند.
دوم اينكه: غرضشان از نزول ملائكه اين بوده كه به جاى يك فرد بشر، ملائكه كار رسالت و دعوت به سوى خدا را انجام دهد، و يا لا اقل فرشتهاى با اين پيغمبر همكار شده و شاهد صدق او باشد. مؤيد اين وجه اين است كه خود قرآن همين پيشنهاد را از كفار حكايت كرده، مىفرمايد:(وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً)[٢] همانطور كه ملاحظه مىكنيد مضمون اين آيه همان چيزى است
[١] خداوند آنان را مادامى كه تو در بينشان هستى عذاب نخواهد كرد، و همچنين مادامى كه استغفار مىكنند گرفتار عذاب نخواهد فرمود. سوره انفال آيه ٣٣
[٢] و گفتند: اين چه پيغمبرى است كه طعام مىخورد، و در بازارها راه مىرود؟ چرا فرشتهاى بر او نازل نشد كه او را در امر انذار مدد كار باشد؟. سوره فرقان آيه ٧