ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٢ - روايات و شواهدى در مورد ايمان جناب ابو طالب
عهد نامه قريش و معجزه رسول اللَّه ٦ سروده است:
|
و قد كان فى امر الصحيفة عبرة |
متى ما يخبر غائب القوم يعجب |
|
|
محا اللَّه منها كفرهم و عقوقهم |
و ما نقموا من ناطق الحق معرب |
|
|
و امسى ابن عبد اللَّه فينا مصدقا |
على سخط من قومنا غير معتب[١] |
|
و نيز از آن جمله اين چند بيت از قصيدهاى است كه وى در تحريك برادرش حمزه بر پيروى رسول خدا ٦ و صبر در اطاعتش سروده است:
|
صبرا ابا يعلى على دين احمد |
و كن مظهرا للدين وفقت صابرا |
|
|
فقد سرنى اذ قلت انى مؤمن |
فكن لرسول اللَّه فى اللَّه ناصرا[٢] |
|
و اين بيت از قصيده ديگر اوست:
|
اقيم على نصر النبى محمد |
اقاتل عنه بالقنا و القنابل[٣] |
|
و همچنين اين چند بيت است كه در آن نجاشى را بر يارى رسول اللَّه ٦ تحريك مىكند:
|
تعلم مليك الحبش ان محمدا |
وزير لموسى و المسيح بن مريم |
|
|
اتى بهدى مثل الذى اتيا به |
و كل بامر اللَّه يهدى و يعصم |
|
|
و انكم تتلونه فى كتابكم |
بصدق حديث لا حديث المرجم |
|
|
فلا تجعلوا للَّه ندا و اسلموا |
و ان طريق الحق ليس بمظلم[٤] |
|
[١] در داستان صحيفه( عهدنامهاى كه قريش امضا كردند و در آن متعهد شده بودند كه به تمام معنا با رسول خدا٦ قطع رابطه كرده و حتى يك حبه گندم به وى و خاندانش نفروشند.) عبرت عجيبى است، زيرا پس از گذشتن سه سال، رسول خدا٦ با اينكه آن صحيفه را نديده بود از آن خبر داد كه چه بر سرش آمده: خداوند تمامى كلماتش را محو نموده است، و اين خود باعث شد كه همه ما او را در دعوتش تصديق كنيم، و دشمنان هم در عين اينكه سينههايشان از خشم مىتركيد نتوانند عليه او اعتراض، يا احتجاجى كنند.
[٢] صبر كن اى ابا يعلى( حمزه) بر دين احمد و براى دين پشتيبان و شكيبا باش، خدا توفيقت دهد آن دم كه گفتى من ايمان آوردهام مرا شاد كردى پس براى پيغمبر خدا در راه خدا ناصر و ياور باش.
[٣] پايدارى خواهم داشت در يارى محمد پيغمبر و براى دفاع از وى با نيزه و اسبان( يا مردان نيرومند) مقاتله خواهم كرد.
[٤] بدان اى پادشاه حبشه كه محمد وزير موسى و مسيح است، به سوى مردم با هدايت آمده چنان كه آن دو پيغمبر با هدايت آمده بودند و همهشان به امر خدا رهبرى و نگهدارى مىكنند و تحقيقا شما نام او را به راستگويى- نه به دروغ- در كتابتان مىخوانيد پس براى خدا شريك قرار مدهيد و اسلام بياوريد و اصلا راه حق تاريك نيست.