ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٧٧ - دروغ گفتن كفار، در آرزوى رجوع به دنيا و عدم تكذيب آيات خدا
از آرزوهايى است كه هرگز در خارج محقق نمىشود، هم چنان كه به كسى كه تمناى چيزى را مىكند كه هيچوقت به آن نمىرسد گفته مىشود: آرزويت به تو دروغ گفته است.
بعضى ديگر گفتهاند: مراد، دروغگويى آنان است در ساير خبرهايى كه از خود مىدهند، از قبيل اصابت با واقع و اعتقاد به حق.
و اين توجيه همانطورى كه ملاحظه مىكنيد قابل اعتنا نيست.
(وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا ...) اين دو آيه انكار صريح مشركين نسبت به اصل معاد و فروع آن از قبيل: احضار گواهان و گرفتن اعتراف نسبت به آنچه انكار مىكردند را ذكر مىفرمايد: چون مسلك و ثنيت و بتپرستى قائل به معاد نيست هم چنان كه خداى تعالى در چند جا از كلام مجيد خود انكار معاد را از آنان حكايت كرده است، و اگر هم معتقد بودند به اينكه بتها در درگاه خدا شفيعند مقصودشان شفاعت در كار آخرت نبوده، بلكه تنها منظورشان شفاعت در رفع گرفتاريها و جلوگيرى از پيشآمدهاى هولانگيز دنيوى و جلب منافع مادى بوده است.
بنا بر اين جمله(وَ قالُوا إِنْ هِيَ ...) انكار معادشان را حكايت مىكند، و معنايش اين است كه جز همين حيات دنيوى حيات ديگرى بعد از آن نيست، و ما پس از مرگ زنده شدنى نيستيم.
و جمله(وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا) به منزله جوابى است از انكار آنان، البته به اين بيان كه لازمه گفتارشان(إِنْ هِيَ إِلَّا) را، به صورت تمنا (و لو ترى- اى كاش مىديدى) خاطر نشان پيغمبر گرامى خود مىسازد، و آن لازمه و تالى فاسد اين است كه: به زودى آنچه را كه با گفتن(وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ) انكار مىكردند، تصديق و اعتراف خواهند نمود، و اين در حالى است كه در برابر پروردگار خود مىايستند و آنچه را كه انبياء (ع) در دنيا گوشزد شان مىكردند و مىگفتند كه بعد از مرگ دو باره زنده خواهيد شد و اينان انكارش مىكردند، به عيان مشاهده مىكنند.
از اينجا معلوم مىشود كه جمله(إِذْ وُقِفُوا) تفسير همان معاد و حشر است، و مؤيد آن اين است كه در آيه بعد هم كه مىفرمايد:(قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ ...) از حشر و بعث و قيامتى كه در جملات قبلى بود به لقاء اللَّه تعبير كرده و بلا فاصله ساعت را ذكر فرموده، تا برساند كه منظور از آن همان ساعت لقاء اللَّه است.
و اينكه فرمود:(أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ) معنايش اين است كه آيا بعث و برانگيختنى كه در دنيا انكارش مىكرديد با اينكه بعث همين لقاء اللَّه بود، حق است يا نه؟.( قالُوا بَلى وَ رَبِّنا)