ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٨ - (رواياتى در ذيل آيات شريفه گذشته نهى از سب خدايان مشركين، ايمان نياوردن كفار و )
خدا هم نخواسته است. و هر گاه ظاهر آيات اين باشد چگونه با سخن جبرئيل در روايت قابل انطباق است كه گفت: اگر بخواهى كوه صفا طلا مىشود سپس اگر ايمان نياوردند دچار عذاب مىشوند و اگر مىخواهى آنان را بگذار تا هر كه از ايشان مىخواهد توبه كند و ...
پس ظاهر اين است كه اين آيات در معنا با آيه(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ) مطابق مىباشد، گويا گروهى از سران شرك پيشنهاد آياتى غير از قرآن كرده بودند و سخت سوگند خورده بودند كه اگر اين آيات فرود آيد ايمان خواهند آورد، خداى متعال هم ايشان را با اين آيات تكذيب كرد و خبر داد كه هرگز ايمان نمىآورند زيرا خداوند به كيفر كردارشان نخواسته است ايمان بياورند.
در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ ...) روايتى از ابى الجارود از امام ابى جعفر (ع) نقل شده كه فرمود: معناى اين جمله اين است كه ما دلهاى ايشان را وارونه مىكنيم بطورى كه پايين آن بالا و بالاى آن پايين قرار گيرد، و چشمهايشان را كور مىكنيم تا نتوانند راه هدايت را ببينند. آن گاه اضافه كرده كه امام على بن ابى طالب فرمود:
آن مجاهدهاى كه شما به وسيله آن زير و رو مىشويد جهاد به دستها (بدنى) و جهاد به دلهاست. پس كسى كه دلش معروف را معروف و منكر را منكر نداند دلش زير و رو و پايين و بالا شده و در نتيجه هيچ چيزى را نمىپذيرد[١].
مؤلف: مقصود از زير و رو شدن دل واژگونه گشتن نفس در ادراكات و معكوس شدن آن در صدور احكام به خاطر پيروى هواى نفس و اعراض از عقل سليم است، آن عقلى كه تقاضاهاى قواى سركش حيوانى را تعديل مىكند.
و در تفسير عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه در تفسير آيه(وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ) فرمودند: مقصود از(أَوَّلَ مَرَّةٍ) در جمله(كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ) آن موقعى است كه خداوند از ايشان ميثاق و پيمان گرفت[٢].
مؤلف: به زودى بحث در باره ميثاق در تفسير آيه(وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ ...)[٣] خواهد آمد- ان شاء اللَّه- ولى سابقا در بيان آيه گذشت كه ظاهر سياق اين است كه مراد از آن ايمان نياوردن ايشان به قرآن در اول دعوت است.
[١] تفسير قمى ج ١ ص ٢١٣
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٣٧٤، ح ٨١
[٣] سوره اعراف آيه ١٧٢