ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٨ - پس از مرگ، آدمى به بطلان پندارهاى پيشين و پوچى دلبستگى به اسباب و مستقل دانستن آنها در تاثير، آگاه مىشود
پروردگار نيست.
پس اين خداى سبحان است كه دانههاى نباتات و هسته را مىشكافد و از آنها گياه و درخت مىروياند، و مردم را با دانهها و ميوههاى آنها روزى مىدهد. او است كه زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج مىسازد- تفسير اين جمله در ذيل آيه ٢٧ از سوره آل عمران گذشت.
(ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ) اين است خداى شما نه غير او، از حق روى گردانيده به كجا مىرويد و به چه باطلى روى مىآوريد؟.(فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً ...) اصباح - به كسر همزه- به معناى صبح و در اصل مصدر است، و سكن به معناى هر چيزى است كه مايه سكونت و آرامش باشد، و حسبان جمع حساب و به قول بعضى مصدر حسب حسابا است، و جمله(جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً) عطف است بر جمله(فالِقُ الْإِصْباحِ). و اگر كسى بگويد جمله دومى كه جمله فعليه است چگونه عطف مىشود بر جمله اولى كه جملهاى است اسميه، در جواب مىگوييم: هر جا كه مثل آيه مورد بحث جمله اسميه معناى فعل را داشته باشد عطف جمله فعليه به آن اشكال ندارد، البته بعضى از قراء جمله اولى را هم اسميه گرفته و جعل را جاعل قرائت كردهاند.
و چون در شكافتن صبح و موقع استراحت قرار دادن شب و همچنين حركت ماه و خورشيد كه باعث پديد آمدن شب و روز و ماه و سال مىگردد، تقدير عجيبى به كار رفته و در نتيجه اين تقدير موجب انتظام نظام معاش انسان و مرتب شدن زندگى او شده، لذا در ذيل آيه فرموده(ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) و با بيان اين جمله مىفهماند كه خداى تعالى آن عزيز و مقتدرى است كه هيچ قدرتى بر قدرت او نمىتواند غالب شود تا كوچكترين اثرى در تباه ساختن تدبير او داشته باشد، و نيز خداى تعالى آن دانايى است كه به كوچكترين چيزى از مصالح مملكت خود جاهل نيست تا مانند ساير كشورداران نظام مملكتش دچار تباهى شده و دوام پيدا نكند.
(وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها ...) معناى اين جمله واضح است، و مراد از تفصيل آيات يا تفصيل به حسب تكوين و خلقت است، و يا تفصيل به حسب بيان لفظى است.
و اينكه غايت و نتيجه خلقت و بگردش درآوردن اجرام عظيم آسمانى را براى مصالح انسان و سعادت زندگيش در نشاه دنيا قرار داده، منافاتى ندارد به اينكه هر يك از آنها مقصود به