ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٩ - ٤ - تورات فعلى در باره ابراهيم(ع) چه مىگويد؟
همراه خود، أبرام را تا وادى شوى كه همان وادى الملك است استقبال نمود. از جمله پادشاهانى كه به استقبال أبرام آمده بود ملكى صادق پادشاه شاليم بود كه در عين سلطنت مردى كاهن نيز بود. او وقتى به أبرام رسيد نان و شرابى بيرون آورد و مقدم او را مبارك شمرد و چنين گفت: مبارك باد أبرام از جانب خداى بزرگ، مالك آسمانها و زمين، و مبارك باد خداى متعال آن كسى كه دشمنان تو را تسليم تو ساخت آن گاه او را از همه چيز ده يك عطا كرد.
و نيز پادشاه سدوم به أبرام عرض كرد: از آنچه كه در اختيار گرفتهاى افراد رعيت را به من واگذار و بردگان و اموال و حشم را براى خود نگاهدار. أبرام گفت: من به درگاه پروردگار، خداى بزرگ و پادشاه آسمان و زمين دست برافراشتهام كه حتى تار نخى و بند كفشى از آنچه متعلق به تو است برندارم (و آنچه را كه از آن شما است به شما بازگردانم) تا نگويى كه من أبرام را توانگر ساختم، نه، من از غنيمت اين جنگ چيزى جز همان خوراكى كه غلامان خوردهاند تصرف نكردهام، و اما عابر ، اسلول و ممرى كه مرا در اين جنگ همراهى نمودند البته بهره و نصيب خود را از اين غنيمت خواهند گرفت.
تا آنجا كه مىگويد: و اما ساراى- او تا آن روز فرزندى به دنيا نياورده بود، ناگزير به همسر خود أبرام گفت: به طورى كه مىبينى پروردگار مرا از آوردن فرزند بى بهره كرده، تو مىتوانى هاجر، كنيز مصرى مرا تصرف كنى باشد كه از او فرزندانى نصيب ما شود. أبرام پيشنهاد ساراى را پذيرفت، و ديرى نگذشت كه هاجر باردار شد.
آن گاه مىگويد: هاجر وقتى خود را باردار ديد، از آن به بعد آن احترامى را كه قبلا در باره ساراى مراعات مىكرد، رعايت ننمود و نسبت به وى استكبار مىكرد. ساراى شكايتش را به نزد أبرام برد، أبرام به پاس وفا و خدماتش زمام امر هاجر را بدو واگذار نمود، تا هر چه پيشنهاد كند أبرام بى درنگ انجام دهد، و به هاجر دستور داد تا مانند سابق نسبت به وى كنيزى و فرمانبرى كند. اين امر باعث ناراحتى هاجر شد. او روزى از دست ساراى به تنگ آمد و به عنوان فرار از خانه بيرون شد، در ميان راه فرشتهاى به او گفت كه به زودى داراى فرزند ذكورى به نام اسماعيل خواهد شد، و از اينجهت اسمش اسماعيل شده كه خدا سمع لمذلتها- شنيد اظهار عجز هاجر را و گفت كه اين فرزند انسانى خواهد بود گريزان از مردم و ضد با آنان، و مردم نيز در مقام ضديت با او برخواهند آمد. فرشته، پس از دادن اين بشارت دستور داد تا بخانه و نزد خانمش ساراى برگردد، پس از چندى هاجر فرزند ذكورى براى أبرام زائيد و أبرام نامش را اسماعيل نهاد، در موقع ولادت اسماعيل أبرام در سن هفتاد و شش سالگى بود.