ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٥ - جهات حسن و مصلحت نسبت به احكام و افعال ما حاكميت دارند ولى خداوند محكوم به اين جهات نيست
باشد و مانند موجودات خارجى در مسير حقيقت قرار بگيرد. به عبارت ديگر، اين جهات و مصالح معانيى هستند كه از اعيان خارجى انتزاع شده و متفرع بر آنها هستند، و اعمال و احكام مجعوله ما متفرع بر اين جهات و محكوم آن و متاثر از آنند. به خلاف افعال و احكام خداى تعالى كه خودش وجود خارجى است، همان وجودى است كه ما از آن حسن و مصلحت را انتزاع كرده و افعال خود را متفرع بر آن مىنمائيم، با اين حال چگونه ممكن است كه افعال و احكام او متفرع بر جهات مزبور و محكوم آن و متاثر از آن باشد- دقت بفرمائيد-.
با اين بيان اين معنا روشن شد كه جهات حسن و مصلحت و امثال آن، با اينكه در افعال خداى تعالى و احكامش و در افعال ما و احكام عقلائيمان موجود است در عين حال نسبت به افعال و احكام ما مؤثر و حاكم و به عبارت ديگر داعى و علت غايى است، و نسبت به افعال و احكام خداى تعالى حكومت و تاثير نداشته بلكه لازم لا ينفك آن و يا به عبارت ديگر فوائدى عمومى است كه مترتب بر آن مىشود. آرى ما از جهت اينكه از عقلا هستيم هر كار و هر حكمى كه مىكنيم براى اين مىكنيم كه ناقصيم، و بدان وسيله خير و سعادتى را كه فاقديم، تحصيل مىنمائيم، و اما خداى تعالى هر كارى و هر حكمى كه مىكند براى اين نيست كه چيزى را كه تا كنون نداشته كسب نمايد، بلكه براى اين است كه او خدا است، و اگر مىگوئيم كارهاى خداى تعالى هم مانند كارهاى ما داراى جهات حسن و مصلحت است، اين فرق هم هست كه افعال ما مورد بازخواست خداى تعالى و معلل به نتايج و مصالح است ولى افعال او مورد بازخواست كسى واقع نشده و معلل به غايت و نتيجهاى كه خدا بعد از نداشتن داراى آن شود، نيست، بلكه هر كارى كه مىكند، خود آن كار و آثار و لوازمش همه براى او مكشوف است- در اين نكته دقت بيشترى كنيد-.
آيات كريمه قرآن هم اين فرق را تاييد نموده و در باره اينكه خداوند محكوم اين جهات نيست، مىفرمايد:(لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ)[١] و نيز مىفرمايد:(لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ)[٢] و نيز مىفرمايد:(وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ)[٣] و نيز مىفرمايد:(وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ)[٤] و اگر كارهاى خداى تعالى هم مانند كارهاى عقلايى ما
[١] خداوند در آنچه مىكند بازخواست نمىشود، بلكه آنان مورد سؤال و بازخواست قرار خواهند گرفت. سوره انبياء آيه ٢٣
[٢] ستايش در دنيا و آخرت و حكومت بر هر چيز مخصوص او است. سوره قصص آيه ٧٠
[٣] و خدا هر چه بخواهد مىكند. سوره ابراهيم آيه ٢٧
[٤] خدا حكم مىكند و كسى نيست كه دنبال كننده حكم او باشد. سوره رعد آيه ٤١