ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧ - رواياتى در بيان مراد از اجل معلق و اجل مسمى
آنچه در اين باره از روايات به دست مىآيد همان است كه ما از آيات شريفه استفاده كرديم.
على بن ابراهيم در تفسير خود مىگويد: حديث كرد مرا پدرم از نضر بن سويد از حلبى از عبد اللَّه بن مسكان از ابى عبد اللَّه (ع) كه فرمود: اجل مقضى همان اجل حتمى است كه خداى تعالى به وقوع حتمى آن حكم فرموده، و اجل مسمى آن اجلى است كه ممكن است نسبت به وقوع آن بدا حاصل شود، و خداوند هر قدر بخواهد آن را جلو انداخته و يا به تعويق بياندازد، و ليكن در اجل حتمى تقديم و تاخيرى نيست.[١] مؤلف: مسلما يكى از رجالى كه در طريق اين روايت قرار داشته اجل مسمى و غير مسمى را غلط معنا كرده و معنى هر كدام را به ديگرى داده و روايت به اين صورت از امام صادر نشده است گذشته از اين، نظر به اينكه روايت متعرض تفسير آيه نيست پذيرفتن آن در جاى خود ضررى به ما نمىزند.
و در تفسير عياشى از حصين از ابى عبد اللَّه (ع) در ذيل جمله:(قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ) روايت شده كه امام (ع) پس از بيانى فرمود: اجل اول، اجلى است كه خداوند ملائكه و فرستادگان و انبيا را بر آن آگهى داده، و اجل دوم، اجلى است كه آن را از دسترسى علم خلايق پنهان داشته است.[٢] مؤلف: مضمون اين روايت بر حسب ظاهر منافى با روايات گذشته است، و ليكن ممكن است از كلمه: نبذه كه در روايت است استفاده شود، مراد امام اين بوده كه خداى تعالى به ملائكه و انبيا و رسل اصل و قاعده كلىاى داده كه مىتوانند به وسيله آن اجلهاى غير مسمى را استنباط كنند، به خلاف اجل مسمى كه احدى را بر علم به آن مسلط نكرده است، و به عبارت ديگر نورى كه به وسيله آن هر وقت بخواهند پى به اجل مسماى اشخاص ببرند، نداده، اگر چه هر وقت خود او بخواهد، ملك الموت و يا انبياى بزرگوارش را از آن با خبر مىكند، و اين همانند غيب است كه علم آن مختص به خود پروردگار است و در عين حال هر رسولى را كه شايسته بداند و به هر مقدار كه بخواهد به غيب خود آگاهى مىدهد.
و در تفسير برهان از ابن بابويه بسند خود از مثناى حناط از ابى جعفر- كه گمان مىكنم مقصود از او محمد بن نعمان باشد- نقل مىكند كه گفت از حضرت صادق (ع) از معنى آيه(وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ) سؤال كردم، فرمود: آرى او
[١] تفسير قمى ج ١ ص ١٩٤
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٣٥٥ ح ٩