ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢ - وجوهى كه در بيان مراد از دو قسم اجل در آيه ثم قضى أجلا و أجل مسمى عنده ذكر شده است
و شركا را نيز نفى نمود.
پس اين آيه در حقيقت نظير آيه(وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ)[١] مىباشد كه مفادش گسترش حكم الوهيت پروردگار متعال است در آسمانها و زمين بدون اينكه تفاوتى و يا حد و مرزى در آن باشد، و اين خود براى آيات گذشته توضيح و براى مطالب آيات بعدى به منزله مقدمه است.
(يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ) نهان و آشكار دو چيز متقابل و دو وصفند براى اعمال، سر كفار كارهايى بوده كه در خفا مىكردهاند، و جهرشان كارهايى بوده كه بى پرده انجام مىدادهاند.
و اما ما تكسبون آنچه كسب مىكنيد معنى اين جمله عبارت است از حالتى كه نفس انسان در اثر كارهاى نيك و بد و آشكار و نهانش به خود مىگيرد، پس سر و جهر ى كه در آيه ذكر شدهاند همانطورى كه قبلا هم گفتيم دو وصف صورى هستند براى اعمال خارجى و بدنى و ما تكسبون وصف روحى و معنوى است براى نفوس. پس اعمال خارجى، هم به حسب صورت مختلفند و هم به حسب معنا، و شايد همين اختلاف (دو معلوم در دو مقام) باعث شد كه كلمه يعلم را دو بار ذكر نموده و بفرمايد:(يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ).
گفتيم اين آيه به منزله مقدمهاى است براى آيات بعد، زيرا در آيات بعد متعرض امر رسالت و معاد مىشود، و مقدمه بودن اين آيه براى آن آيات از اين نظر است كه خداى سبحان چون مىداند كه انسان چه كارهايى در سر و علن مرتكب مىشود، و نيز به احوال و اوصافى كه نفس هر انسانى در اثر كارهاى نيك و بدش به خود مىگيرد آگاه است، و زمام امر تربيت و تدبير انسان نيز در دست اوست، و مىتواند براى هدايت آنها (على رغم اصرار مشركين) جهت استغناى از امر نبوت رسولى را فرستاده و شريعتى را كه تشريع كرده به وسيله او به اطلاع بندگانش برساند هم چنان كه فرمود:(إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى)[٢]، لذا قبل از ذكر مساله رسالت مقدمتا متعرض علم به اعمال بندگان شد و نيز از آنجايى كه خداى تعالى عالم است به اعمال مردم و به آثارى كه اعمال مردم در نفس آنان باقى مىگذارد، لذا لازم است آنان را در روزى
[١] او كسى است كه در آسمان معبود و در زمين معبود است و او حكيم و دانا است. سوره زخرف آيه ٨٤
[٢] به درستى كه بر ما است هر آينه امر هدايت. سوره ليل آيه ١٢