ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠١ - سبب اينكه مشركين به منظور عاجز ساختن پيامبر
را در گمراهى و اشتباهشان تاييد و تشويق مىنمود، از آن جمله اين بود كه يهود مىگفتند:
( يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ)- خدا دست بسته است ، و بعد از ايجاد و به جريان انداختن نظام جارى در عالم اسباب، ديگر نمىتواند چيزى از آن نظام را به طور خرق عادت تغيير دهد.
دوم- اين بود كه اينان نمىفهميدند كه معجزه اگر از قبيل معجزاتى باشد كه خود خداى تعالى هر كدام را به يكى از انبياى گرامى خود اختصاص داده، و به تقاضاى مردم نازل نشده باشد، البته اينگونه معجزات مفيد به حال مردم است، چون شاهد صحت ادعاى پيغمبر صاحب معجزه بوده و هيچ محذورى هم بر آن مترتب نمىشده، مانند عصا و يد بيضاى موسى (ع) و مرده زنده كردن و به كور مادرزاد و جذامى شفا دادن و مرغ آفريدن حضرت مسيح (ع) و قرآن رسول خدا ٦.
و اما اگر از قبيل معجزاتى باشد كه خود مردم درخواست آن را كردهاند، سنت پروردگار در چنين معجزاتى اين بوده كه درخواست كنندگان را در صورت ديدن آن معجزه و ايمان نياوردن، بدون مهلت عذاب مىفرموده، مانند معجزات نوح، هود، صالح و امثال آنان.
در قرآن كريم آيات بسيارى بر اين معنا دلالت مىكند. مانند آيه(وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ)[١] و آيه(وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً)[٢] و در آيه مورد بحث اشاره بهر دو قسم معجزه كرده و فرموده:(وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ)[٣] چنانچه مىبينيد در اين آيه مىفرمايد: خدا قادر است بر اينكه معجزهاى را كه فرض شود نازل كند و چطور ممكن است كسى كه مسماى به اسم اللَّه است چنين قدرت مطلقهاى نداشته باشد، و اگر در جواب، لفظ رب را كه در سؤال بود به اسم جلاله اللَّه تبديل نمود براى اين بود كه دلالت بر برهان و علت حكم نموده، بيان كند كه چرا قدرت او مطلقه است.
[١] و گفتند چرا فرشتهاى بر او نازل نشد، ما اگر فرشته نازل مىكرديم هر آينه امر( عذاب) گذرا و حتمى مىشد، و ديگر مهلت داده نمىشدند. سوره انعام آيه ٨
[٢] و باز نداشت ما را از فرستادن آيتها، مگر همين معنا كه پيشينيان آن را تكذيب كردند،( مثلا) ما ثمود را ناقهاى داديم كه هر كسى را بينا و هدايت مىكرد مع ذلك به آن ناقه ستم كردند، و ما آيتها نمىفرستيم مگر براى تخويف و ترساندن. سوره اسراء آيه ٥٩
[٣] و گفتند: چرا بر وى از جانب پروردگارش آيهاى نازل نمىشود؟ بگو خدا قادر است كه آيه نازل كند ولى بيشترشان نمىدانند. سوره انعام آيه ٣٧