داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
شدند . این سه نفر که طوفانی در دل داشتند برای اینکه امر را بر دیگران مشتبه کنند ، آن قدر قیام و قعود و رکوع و سجود کردند و کمترین آثار خستگی از خود نشان ندادند که باعث تعجب بینندگان شده بود . از آن طرف علی - علیه السلام - در این ماه رمضان برای خود برنامه مخصوصی تنظیم کرده بود : هر شب غذای افطار را در خانه یکی از پسران یا دخترانش میخورد . هیچ شب غذایش از سه لقمه تجاوز نمیکرد . فرزندانش اصرار میکردند بیشتر غذا بخورد میگفت : دوست دارم هنگامی که به ملاقات خدا میروم شکمم گرسنه باشد " مکرر میگفت : " طبق علائمی که پیغمبر به من خبر داده است ، نزدیک است که ریش سپیدم با خون سرم رنگین گردد " . در آن شب علی مهمان دخترش امکلثوم بود . بیش از هر شب دیگر آثار هیجان و انتظار در او هویدا بود . همینکه دیگران به بستر رفتند او به مصلای خود رفت و مشغول عبادت شد .