داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
در خانه حبس کنند و نگذارند در جهاد در راه خدا شرکت کنم . به خدا قسم آرزو دارم با این پای لنگ به بهشت بروم " . - " یا عمرو ! آخر تو عذر شرعی داری ، خدا تو را معذور داشته است ، بر تو جهاد واجب نیست " . - " یا رسول الله ! میدانم ، در عین حال که بر من واجب نیست باز هم . . . " رسول اکرم فرمود : " مانعش نشوید ، بگذارید برود ، آرزوی شهادت دارد ، شاید خدا نصیبش کند " . از تماشاییترین صحنههای احد ، صحنه مبارزه عمروبن الجموع بود که با پای لنگ ، خود را به قلب سپاه دشمن میزد و فریاد میکشید : " آرزوی بهشت دارم " . یکی از پسران وی نیز پشت سر پدر حرکت میکرد . آن قدر این دو نفر مشتاقانه جنگیدند تا کشته شدند . پس از خاتمه جنگ ، بسیاری از زنان مدینه از شهر بیرون آمدند تا از نزدیک از قضایا آگاه گردند ، خصوصا که خبرهای وحشتناکی به