داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
طبق عادت عرب ، اگر کسی از دیگری " جوار " میخواست ، یعنی از او تقاضا می کرد که او را پناه دهد و از او حمایت کند ، آن دیگری جوار میداد و تا پای جان هم از او حمایت میکرد . برای عرب ننگ بود که کسی جوار بخواهد - ولو دشمن - و او جوار ندهد ، یا پس از جوار دادن از او حمایت نکند . عثمان نیمه شب وارد مکه شد و یکسره به طرف خانه ولید بن مغیره مخزومی ، که از شخصیتهای برجسته و ثروتمند و متنفذ قریش بود ، رفت و از او جوار خواست . ولید هم جوار او را پذیرفت . روز بعد ، ولید بن مغیره هنگامی که اکابر قریش در مسجد الحرام جمع بودند به مسجد الحرام آمد ، و عثمان بن مظعون را با خود آورد ، و رسما اعلام کرد که عثمان دربن مظعون را با خود آورد ، و رسما اعلام کرد که عثمان در جوار من است و از این ساعت اگر کسی متعرض او شود متعرض من شده است . قریش که جوار ولید بن مغیره را محترم میشمردند ، دیگر متعرض عثمان نشدند . و از آن ساعت " مصونیت " پیدا کرد ، آزادانه میرفت و میآمد و مانند یکی از قریش در مجالس