داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
بکشد - همین پیشنهاد از طرف علی شده بود و آنها قبول نکرده بودند . اما گروهی مردم قشری و ظاهر بین ، بدون آنکه انضباط نظامی را رعایت کنند و منتظر دستور فرمانده کل بشوند ، عملیات جنگی را متوقف کردند به این نیز قناعت نکرده پیش علی - علیه السلام - آمدند و با منتهای اصرار از آن حضرت خواستند فورا دستور دهد عملیات جنگی در جبهه جنگ بکلی متوقف شود . آنها معتقد بودند در این حال اگر کسی بجنگد با قرآن جنگیده است ! علی علیه السلام فرمود : گول این کار را نخورید که خدعهای بیش نیست . دستور قرآن این است که ما به جنگ ادامه دهیم . آنها هرگز حاضر نبوده و نیستند به قرآن عمل شود . اختلاف ما و آنها بر سر عمل به قرآن است . اکنون که نزدیک است ما به نتیجه برسیم و آنها را ریشه کن کنیم دست به این نیرنگ زدهاند " . گفتند : " پس از آنکه آنها رسما میگویند ما حاضریم قرآن را میان خود و شما حاکم قرار دهیم ، برای ما جنگیدن با