داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
مسلمان را برای آنان بازگو کرد . آنان سخنان آن مسلمان را به چیزی نشمردند . رستم به سعد و قاص پیام داد که نمایندهای رسمی برای مذاکره پیش ما بفرست . سعد خواست هیئتی را مأمور این کار کند ، اما ربعی بن عامر که حاضر مجلس بود صلاح ندید ، گفت : - " ایرانیان اخلاق مخصوصی دارند . همین که یک هیئت به عنوان نمایندگی به طرفشان برود آن را دلیل اهمیت خودشان قرار میدهند ، و خیال میکنند ما چون به آنها اهمیت میدهیم هیئتی فرستادهایم . فقط یک نفر بفرست کافی است " . خود ربعی مأمور این کار شد . از آن طرف به رستم خبر دادند که نماینده سعد و قاص آمده است . رستم با مشاورین خود در کیفیت برخورد با نماینده مسلمانان مشورت کرد که به چه صورتی باشد . به اتفاق کلمه رأی دادند که باید به او بی اعتنایی کرد و چنین وانمود کرد که ما به شما اعتنایی نداریم . شما کوچکتر از این حرفها هستید . رستم برای آنکه جلال و شکوه ایرانیان را