داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
و ریختن خون چنین مردمی آماده کند . اگر شخصیت بارز و فوقالعاده علی
نبود ، سربازان به جنگ اینها نمیرفتند . علی - علیهالسلام - مبارزه با
خوارج را یکی از افتخارات بزرگ منحصر بفرد خود میداند ، میگوید : "
این من بودم که چشم فتنه را از کاسه سر در آوردم ، غیر از من احدی جرئت
چنین کاری نداشت " [٢] . راستی همین طور بود ، تنها علی بود که به
ظاهر آراسته و جنبه قدس مابی آنها اهمیت نمیداد و آنها را ، با همه
جنبههای زاهد منشی و عابد مابی ، خطرناکترین دشمن دین میدانست . علی
میدانست که اگر این فلسفه و این طرز تفکر - که طبعا در میان عوام الناس
طرفداران زیاد پیدا میکند - در عالم اسلام ریشه بگیرد ، دنیای اسلام دچار
چنان جمود و قشریگری خواهد شد که این درخت را از ریشه خشک خواهد کرد .
مبارزه با خوارج از نظر علی - علیه السلام - مبارزه با یک عده چند هزار
نفری نبود ، مبارزه با جمود
[٢] انا فقأت عین الفتنه و لم یکن لیجترا علیها غیری بعد ان ماج
غیهبها واشتد کلبها » - نهج البلاغه ، خطبه . ٩١