داستان راستان 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
دیگری برتری ندارد . فردا حاضر شوید که مالی در بیت المال هست و باید تقسیم شود " . روز دیگر مردم آمدند ، خودش هم آمد ، موجودی بیت المال را بالسویه تقسیم کرد . به هر نفر سه دینار رسید . مردی گفت : " یا علی تو به من سه دینار میدهی و به غلام من نیز که تا دیروز برده من بود سه دینار میدهی ؟ " علی فرمود : " همین است که دیدی " . عدهای که از سالها پیش به تبعیض و امتیاز عادت کرده بودند - مانند طلحه و زبیر و عبدالله بن عمر و سعید بن عاص و مروان حکم - آن روز از قبول سهمیه امتناع کردند و از مسجد بیرون رفتند . روز بعد که مردم در مسجد جمع شدند ، این عده هم آمدند ، اما جدا از دیگران گوشهای دور هم نشستند و به نجوا و شور پرداختند ، پس از مدتی ولید بن عقبه را از میان خود انتخاب کردند و نزد علی فرستادند . ولید به حضور علی - علیه السلام - آمد و